قسمت هفدهم
خیزش طالبان
خیزش طالبانی در دهۀ نود در واقع نتیجۀ وابستگی های جهادیان افغانستان به استخبارات کشور های منطقه وجهان بود که استقلال فکری و سیاسی آنان را زیر سوال برد ؛ گرچند شرایط طوری بود که رهبران تنظیم ها ناگزیر به یک سلسله سازش ها با زمامداران پاکستان،ایران و ... بودند و اما این ها چنان در سازش های سیاسی شان راۀ افراط را پیمودند که همه چیز را در کاسۀ معاملۀ استخبارات ایران و پاکستان نهادند . چند دسته شدن گروه های جهادی افغان بوسیلۀ استخبارات منطقه خود جاده صافکن مداخله های سیاسی و نظامی آنان در افغانستان گردید؛ زیرا هدف اصلی از این گروه سازی ها ایجاد رقابت های ناسالم میان گروه های جهادی به هدف افتادن در دامن استخبارات پاکستان و ایران بود . رقابت های گروهی بجایی رسید که رهبران شماری گروه ها را واداشت تا با برقراری روابط نزدیک با استخبارات پاکستان بر گروه های رقیب خود فشار وارد کنند از سویی هم برای جلب کمک های بیشتر ناگزیر به سازش های ضد ملی با مقامات استخبارات پاکستان و ایران شدند . این وابستگی ها تا جایی به پیش رفت که شماری گروه ها را ابزاری در دست پاکستان قرار داد .طور دلخواۀ خود آنان را به کار گرفت و حتا به استخدام آنان پرداخت . استخبارات منطقه پس از سرنگونی داکتر نجیب چنان گروه ها را درگیر گردانید که نه تنها ارزش های جهاد مردم افغانستان را محو کردند، آزادی آنان را زیر سوال بردند؛ بلکه تنظیم های جهادی را بی اعتبار و رهبران آنان را بدنام و بی آبرو گردانیدند . تا جاییکه گروه های پایگاه های مردمی شان را در داخل افغانستان از دست دادند و محروم از پشتیبانی مردم گردیدند . غارت ها و تاراج های تفنگدارانی زیر نام مجاهد وقار جهاد را ریز سوال برد، شرافت مجاهدین افغانستان را به ابهام کشاند . چنین فضا بستر مناسبی را برای مداخله های بیشتر استخبارات منطقه در افغانستان فراهم نمود . در این فضا بود که استخبارات پاکستان به کمک مالی سعودی و کمک های سیاسی امریکا طالبان را بوجود آورد . این گروه را زیر نام "جاده صافکن" از راۀ کویته وارد قندهار نمود و از آنجا به تمام افغانستان مسلط شدند . طالبان زمانی ظهور کردند که نه تنها حکومت کابل درگیر جنگ با گروه های رقیبش بود؛ بلکه غارت فرماندهان آن و در موجی از غصب زمین ها، خانه ها و ملکیت های مردم بدنۀ این حکومت را به کلی ضعیف گردانید و از آن دستگاۀ فاسد و شریری ساخت که طالبان از آن به نام "حکومت شر و فساد" یاد کردند . تک روی ها و خود خواهی های رهبران و فرماندهان جهادی سابق در بستر فساد گسترده و وابستگی های کشنده سبب شد تا در زمین آن طالبان رشد کنند و قامت آرایی کنند . جوش و خروش طالبان از همین جا آغاز گردید و تاکنون ادامه دارد .
جوش و خروش طالبانی برخاسته از شکست جهادی های افغانستان بود که جنبش های اصلاحی را در سراسر جهان به تکان شدید واداشتند . این تکان در واقع آنقدر جدی بود که پیش از دمیدن صبح غروب سرتا پای پیروزی را غرق خون گردانید . نظام طالبان در افغانستان در موجی از تشدد، خشونت ، آتش سوزی و ویرانی های مادی و معنوی جهان را تکان داد . این تکان جنبش های اصلاحی را به تانی و تدبر بیشتر وادار نمود تا در برابر افکار منحط و قهقرایی طالبانی قد علم کنند و دست کم آنان را مهار نمایند؛ اما به زودی دریافتند که مهار کردن جنبش های سلفی امری ساده نیست . به قول معروف حالا که این کوران عصا را بدست آورده و بر گوش های شان پنبه گذاشته اند، نه تنها به زودی از پا ننشسته؛ بلکه چنان با آن حمله ور می شوند که مشت های آهنین آنان حتا ضرب شصت این سخن " از گرفتن کور و زدن کر خدا نجات بدهد" را از خاطره ها پاک میسازد . در زیر ضرب مشت های فولادین آنان جنبش های اصلاحی بیشتر تکان خوردند و ناگزیر به تجدید افکار مبارزاتی خود شدند . حزب عدالت و توسعه در ترکیه از اولین احزاب اصلاحی بود که به سرعت تر از دیگران وارد بازنگری روش های مبارزاتی خود گردید . این حزب در جامعۀ لاییک ترکیه توانست تا با راه اندازی یک سلسله فعالیت های اجتماعی به دور از شعار های اسلامی، راۀ خود را در درون جامعۀ ترکیه باز نماید . این حزب توانست تا از طریق فعالیت های چشمگیر اجتماعی و عام المنفعه قلب های مردم ترکیه را تسخیر کند . رهبران خردمند این حزب توانستند تا از مجرای فعالیت های اجتماعی وارد سیاست این کشور شوند تا توانستند، راهی را که این حزب باید سال ها می پیمود، در چند سال محدود طی کرد . این حزب از یک دهه بدین سو در ترکیه حاکم بوده و ترکیه را به پیشرفت های شایانی سوق داده است. چنانچه براساس آمار صندوق بين المللي پول، اقتصاد تركيه، ششمين اقتصاد بزرگ اروپا در سال2011 و طبق همين آمار، شانزدهمين اقتصاد بزرگ در سقف جهان است و از نگاه تحليلگران تركيه، پانزدهمين کشور مورد توجۀ سرمايه گذاري مستقيم خارجي است. اقتصاد این کشور در سال 2011 نزديك به 9درصد رشد داشته است. و تا سال 2015 به دهمین اقتصاد دنیا مبدل خواهد شد . رشد اقتصادی ترکیه 11 درصد بوده و تجارت این کشور در ده سال اخیر به 500 ملیارد دالر بالغ شده است.(1) مبادلات تجاری میان ایران و ترکیه در سال به 19 ملیارد دالر میرسد و تا سال 2020 به 30 ملیارد دالر خواهد رسید . جمعيت تركيه 75ميليون نفر است كه بيش از 52 درصد آن جوان هستند و كمتر از 30 سال دارند. درآمد سرانه مردم تركيه طي سال هاي اخير به بيش از 10 هزار دلار رسيده است. در اين كشور بيش از يك ميليون و صد هزار كود معاملات بورسي به ثبت رسيده است كه بخش عمده آن فعال است. پس انداز در اين كشور به نفع سپرده هاي بانكي است، به طوري كه در سال 2009 از مجموع 483 ميليارد دالر، بيش از 362 ميليارد دالر در سپرده بانكي، 73 ميليارد دالر در اوراق قرضه و ساير اوراق با درآمد ثابت پس انداز شد. سهم بازار سرمايه تنها 48 ميليارد دالر است.
86 درصد از سهامداران اين كشور از 5 شهر استانبول، آنكارا، ازمير، بورسا و آدانا هستند و سهم سهامداران 76 شهر ديگر اين كشور تنها 14 درصد از بازار سرمايه تركيه است. بورس اوراق بهادار استانبول از چهار بازار سهام، اوراق قرضه، بازار شركت هاي نوظهور و بازار اوراق بهادار خارجي برخوردار است و در حال حاضر ابزارهاي مالي مختلفي نظير صندوق هاي قابل معامله، اوراق قرضۀ دولتي و شركتي، اسناد خزانه و غیره است .
ارزش معاملات بورس استانبول طي سال هاي اخير به شدت افزايش يافته است. ، بخش عمده اين گردش معاملات به ويژه در سهام، محصول حضور 242 صندوق سرمايه گذاري مشترك داخلي و 40 صندوق سرمايه گذاري مشترك خارجي است كه در اين بازار فعال هستند. در حال حاضر 101 شركت خدماتی، 11 موسسه تامين سرمايه، 29 بانك تجاري عضو بورس استانبول هستند. 5903 شعبه بانكي و خدماتی به ارائه خدمات مالي مي پردازند كه از اين نسبت تنها 200 شعبه مستقيما مربوط به عمليات بازار سرمايه است. 4695 كارمند كه 50درصد آنها از تحصيلات سطح تخصص برخوردارند در شركت هاي خدمات فعاليت مي كنند كه براساس طبقه سني، نزديك به 50درصد آنها بين 31 تا 40 سال سن دارند. مطابق اعلام گزارش كانون كارگزاران بورس استانبول درآمد شركت هاي خدماتی نسبت به سال هاي 2006 و 2007 كاهش يافته است و در سال 2009 به حدود 500 ميليون دلار رسيده است كه 62 درصد از اين درآمد از محل كارمزد معاملات و 38 درصد باقي مانده از محل ارائه ساير خدمات به دست مي آيد.
اکنون چهار حزب ، حزب عدالت و توسعه، حزب جمهوریخواۀ خلق ترکیه، حزب ملی ترکیه و حزب آشتی دموکراسی درپارلمان 295 عضوی ترکیه تحت رهبری حزب عدالت و توسعه کار میکنند . اکنون کمیسیونی تعیین شده تا قانون اساسی جدید ترکیه را بسازند و به همه پرسی بگذارند . در صورت پذیرش جانشین قانون اساسی سال 1982 می شود . پیرامون قانون اساسی 4 حزب در این کشور نظر واحد ندارند. (2) حزب عدالت و توسعه توانست تا برای اولین بار لایحه یی را با 291 رای موافق و 91 رای مخالف به تصویب رساند که بر اساس آن دانش آموزان ابتدایی حق اشتراک در دوره های آموزشی قرآن را میدهد و هم برای دانش آموزان متوسط و عالی چنین حقی را میدهد .
این حزب توانست تا 29 تن نظامیان ترکیه که نجم الدین اربکان را وادار به استعفا کرده بودند، به میز محاکمه بکشاند .(3)
مشاجرۀ رییس جمهور ترکیه عبدالله گل با یکی از مقامات ارشد دولت اسراییل در یکی از نشست های سازمان ملل و ترک آن اجلاس از سوی او ، دفاع وزیر معارف ترکیه از حجاب اسلامی در مکاتب ، ارسال کمک ها برای مردم فلسطین و اقداماتی دیگر از این دست ترکیه را بحیث کشوری مدرن اسلامی در سطح جهان مطرح کرد. (4)
این در حالی است که در پایان جنگ جهانی و شکست ترکیه در سال 1929 تمام متصرفات این کشور در آسیای میانه، خاور نزدیک و در اروپا میان قدرت های بزرگ اروپایی تقسیمات گردید. پس از جنگ جهانی اول امپراطوری های عثمانی، مجارستان، روسیه و اتریش تجزیه گردید . پولند و فنلند از روسیه جدا شدند . یوگوسلاویا، چکسلواکیا و ملداوی بحیث کشور های مستقل عرض اندام کردند و ترانسلوانیا میان رومانیا و مجارستان تقسیم شد . در حوزۀ بالتیک یک نوار ضد شوروی کشیده شد که با شکستن شوروی از هم پاشید . بخارا و خیوه یکسره در اختیار شوروی درآمد . پیش از آن ترک های عثمانی شعار های پان ترکیسم و پان اسلامیزم را بلند کرده بودند که انگلیس ها با اولی به دلیل هژمونی و گسترش یعنی تچزیه و با دومی به دلیل آن که مبادا سبب بسیج سراسری کشورهای اسلامی شود ، مخالف بودند .
حزب عدالت و توسعه در ترکیه بصورت نمادین پارادیم خاصی را برای گروه های اصلاحی در قرن بیست و یک ارایه کرد. توانست تا با این رویکرد خود جایگاۀ ویژه یی را در میان نهضت های اسلامی معاصر پیدا کند . امروز حزب عدالت و توسعۀ ترکیه الگوی جامعه سازی و نظام سازی برای حزب النهضت به رهبری راشدالغنوشی و حزب عدالت و آزادی مصر گردیده است. ترک ها با نبوغ سیاسی و فکری یی که داشتند، توانستند تا الگوی جدیدی از یک حرکت اسلامی را در سطح جهان ارایه کنند که سرمشق حرکت های پیشروی اسلامی در جهان معاصر گردیده است.
حرکت اسلام گرایان ترکیه در واقع چراغ را بر فراز راۀ نهضت های اسلامی روشن گردانید تا به دنبال آن بروند . این جنبش ها پس از پیروزی کی پی دیگر روش ترک ها را در پیش گرفته اند . نه تنها این؛ بلکه جنبش های دیگری از حزب توسعه در مراکش می توان یاد آور شد که بعد از اصلاحات محمد ششم، عبدالاله بن گیران منشی عمومی حزب توسعه وعدالت با اخذ 47 درصد آرا بحیث نخست وزیر این کشور برگزیده شد . بیجا نخواهد بود تا گفتۀ اردوغان برای مرسی رییس جمهور مصر یاد آور شد که برای او در سفرش به مصر گفته که او امیدوار است تا در مصر حکومت سیکولر بوجود بیاید. گزینش مرد مسیحی بحیث معاون حزب عدالت و آزادی نمی تواند،بی رابطه به این رویکرد ها باشد .
قسمت دهم
در این شکی نیست که حرکت های پیشرو اسلامی در یک بستر خاص جغرافیایی و تا ریخی رشد کرده و پرورده شده اند؛ اما با این هم هر یک بصورت جداگانه آزمون های مختلف را پشت سرگذاشته و در کوره راهان دشواری ها به گونه های متفاوت آبدیده شده اند . هر یک با پیمودن فراز و فرود های زیاد مبارزاتی به عقلانیت کنونی خود نایل آمده اند که نبوغ رهبری خردمندانۀ رهبران آنان را به نمایش میگذارد . این ها دریافته اند که دامن تفکر در اسلام مرزی نداشته و برای رسیدن به حقیقت هیچ روشی را مطرود نشمرده است . به تاسی از آیت قرآنکریم "اعدلو هو اقرب باالتقوا" راه یافتن به پیچیده ترین و غامض ترین مسایل را برای پاسخ گفتن به دشواری های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و مدنی ناممکن نمی شمارند . تا حال توانسته اند، در شماری حوزه ها نسخه های خوبی را ارایه نمایند. از همین رو برای رسیدن به قرائت جدید، نگاهی پویا و بالنده را به اسلام حتمی شمردند . برای نیل به چنین هدفی قبل از همه باید رابطه میان پدیدۀ بعثت را با ارادۀ خداوند مورد تحقیق و کاوش قرار داد تا دست کمی از راز های پشت پردۀ این موضوع آگاهی پیدا کرد که پدیدۀ برانگیختن انسان در زمین چه رابط یی با ارادۀ خداوند دارد . پس از آن میکانیزم های تحقق ارادۀ الهی رادر جامعۀ انسان به بحث گرفت تا آگاه شد که در چگونه میکانیزمی ارادۀ خداوند در جامعه تحقق پیدا میکند. مردم چه نقشی در این روند داشته و انسان چه جایگاهی را می تواند؛ دراین روند داشته باشد . از عقب این کنکاش است که اصل مسآلۀ انسان بحیث موجود تاریخی و متحول مطرح می گردد . هرگاه نقش تاریخی انسان در طول تاریخ نفی گردد، رکود در سراسر هستی، تاریخ و جامعه حاکم گردیده و انحطاط بر زنده گی انسان مستولی میگردد . این مسؤولیت است که زبان وحی را می گشاید و پرده از سکوت آن برمیدارد؛ ورنه وحی برای همیش صامت و خاموش باقی میماند و بالاخره قرآنکریم از جامعه رخت برمی بست . چنانچه در رویکرد سلفی وحی چه که اسلام به بن بست رسیده است. در قرائت غیر سلفی اکنون دیدگاه ها رو بیشتر رو به بالنده شدن فرهنگی در اسلام داشته و دیدگاه ها در حوزه های مختلف بر بنیاد دین و اساس عدالت تدوین شده است. بر این بنیاد می توان بر بسیاری مسایل پیچیده مانند شهادت، ارتداد، اعدام و ... نیاز به بازخوانی تازه دارد؛ زیرا اسلام دین زمانه ها بوده و با توجه به این ویژه گی اش است که به نفس یعنی موجود زنده ارج گذاشته و حتا مرگ انسان چه که مرگ قصدی وعمدی نبات و حیوان را حرام پنداشته و عاملین آن را محکوم به دوزخ نموده است.
تحولات فکری و سیاسی و اجتماعی دست به دست هم داده و غبار یاس و ناامیدی را از چهرۀ جنبش های پویای اسلامی برداشت و رکودی را که پس از پیروزی جهاد مردم افغانستان بر دامان جنبش های اسلامی سایه افگنده بود، به دور افگند . روح تازه یی در جنبش های اسلامی دمید و فصل تازه یی از پیشرفت های در حال شگوفایی را به تجربی میگیرند .
شگوفایی نهضت های اسلامی یا به تعبیری پسا اسلام گرایی
کار خستگی ناپذیر و پیگیر حزب عدالت وتوسعه در ترکیه و به پیروزی رسیدن انقلاب ها در جهان عرب یکی پی دیگر فصل تازه یی را در زنده گی جنبش های اسلامی غیر سلفی بوجود آورد . تحولات شگرف و شگفت انگیز در جهان عرب خواب گرانسنگ را از چشمان مسلمانان ربود و عرصۀ تازه تلاش و تپش های خستگی ناپذیر را به روی آنان گشود . این دوره که فصل تازه یی از آموزه ها است، نهضت های اسلامی باید جدی باشند تا خرمن بدست آمده به زودی دوباره در توفان حوادث نابود نگردد . این در حالی است که نهضت های اسلامی در حال قدرت با دشواری های بی شمار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی در کشور های شان مواجه بوده و از سویی هم سیلی از دشواری های بازمانده از میراث دولت های قبلی به مثابۀ بار گرانسنگی بر شانه های آنان سنگینی دارد. این دشواری ها رهبران تازه به قدرت رسیدۀ نهضت های اسلامی را در برابر چالش های فراوان دیپلوماتیکی در سطح داخلی و بین المللی قرار داده است. سیلی از دشواری های اقتصادی و اجتماعی در داخل و روابط ومناسبات با کشور های جهان در رابطه به قرار داد ها و پیمان ها و معاهده های بین المللی، آنان را در مرحلۀ خاصی به آزمون کشانده است . برای عبور از این دشواری ها نیاز به ایجاد اصلاحات جدی و بنیادی در حوزه های اقتصادی و اجتماعی در کشور های خود دارند . از سویی هم ناگزیر اند تا برای پاسخگویی به خواست های مردم شان طرح های لازم اصلاحی را روی دست بگیرند؛ البته هرگونه طرح های آنان نمی تواند، بصورت کامل مستقل از روابط موجود اقتصادی درسطح جهان باشد . بنا بر این هیچ طرحی نمی تواند به پیروزی برسد تا زمانیکه تا حدودی همخوانی با شیوه های مسلط اقتصادی در جهان نداشته باشد و بدون آن پیشرفت بصورت طبیعی در هر کشور ی دشوار و حتا ناممکن است. برای نیل به این همخوانی ها وهماهنگی نیاز به قرائت های جدید درحوزه های مختلف دارند . قرائت ها زمانی در عرصه های گوناگون موثر و مفید ثابت شده می تواند که قرائت های یادشده با قرائت تازۀ دینی همخوانی پیدا کنند. این همخوانی زمانی بوجود آمده می تواند که قرآئت دینی از تحرک کافی و جامع برخوردار بوده و دینامیک و پویا باشد . رویکرد های تازۀ مبارزاتی جنبش های تازه به قدرت رسیدۀ اسلامی در تونس مانند حزب النهضت، در مصر مانند جزب آزادی و عدالت و شاخۀ اخوان در لیبیا زیر نام آزدادی و بازسازی نشانگر این است که جنبش های اسلامی در سطح جهان وارد فصل تازۀ مبارزاتی شده اند؛ زیرا جنبش های یاد شده ریشه در جنبش اخوان المسلمین مصر داشته و از آن الهام گرفته اند . طوریکه شباهت های نام آنان دلالت آشکاری بر نزدیکی فکری و روش های مبارزاتی آنان دارد. این ها از تندروی های گذشته بسا چیز ها آموخته اند؛ گرچند تندروی های گذشته عوامل زیادی داشته که از جمله به عوامل بزرگ آن مانند استعمار خارجی و استبداد و سرکوب داخلی می توان اشاره کرد که سایر گزینه های مردم سالاری را برای مبارزات سیاسی نهضت های اسلامی از میان برده بود. آشکار است زمانی که کارد به استخوان برسد و هر چاره و بویژه راه های منطقی برای مبارزه مسالمت آمیز از میان برود . در این صورت رویکرد ایده ئولوژیک یگانه پاسخ دندان شکن در برابر قدرت های استعماری واستبدادی به مثابۀ امر ناگزیری تلقی میگردد . هرگاه به روند مبارزاتی جنبش های اسلامی در گذشته ها در جهان عرب نظر اندازی شود، علت اصلی به خشونت رفتن آنها، تشدید اختناق در نظام هایی بوده که برای بقای سیطرۀ استبدادی خود از هیچ ظلمی بر مردم دریغ نکرده اند . چنانچه چندی پیش دیدیم که بهار عرب در نتیجۀ مقاومت و قیام ملت های عرب بوقوع پیوست و هرگاه رژیم های خود کامۀ عرب به سرکوب بیرحمانه می پرداخت، چنانچه دیروز در یمن، تونس، مصر ولیبیا پرداختند و امروز در سوریه سرکوب مردم بوسیلۀ رژیم اسد به شدت تمام ادامه دارد . رییس جمهور مستبدی که به خواست مردم خود پاسخ مثبت نگوید و به عکس به سرکوب خونین مردم روی آورد؛ پس چنین نظامی خود خشونت آفرین است.
برای جلوگیری از خشونت ها یگانه راۀ سالم سرنگونی رژیم های خودکامه بوسیلۀ نیرو های مردمی است که برای تسریع این روند همکاری های صادقانه و بی غرضانۀ کشور های دیگرنیز لازمی است؛ اما در کشور هایی مانند افغانستان اوضاع طور دیگر است . کشور هایی مانند افغانستان که کوره راهان دشواری ها را پشت سرگذاشته اند و با رخداد های سایر کشور خیلی متفاوت است . دشوار های آن با سایر کشور ها هم متفاوت بوده و چالش آفرین است . مداخلات پیهم قدرت های خارجی بویژه ایران و پاکستان درافغانستان اوضاع در این کشور را پیچیده تر از هر کشوری گردانیده است . حالا با حضور نیرو های ناتو و امریکا اوضاع در این کشورچنان پیچیده شده است که مخالفان سیاسی دولت یعنی طالبان حاضر به پیوستن با دولت با قبول معیار های نظام مردم سالار نیستند؛ زیرا مخالفان مسلح دولت به اصول همچو نظامی باور ندارند .
هدف از اشاره به نکات فوق نشانه رفتن بر مشکلاتی بوده که زمینه ساز حرکت های خشونت آمیز و سرکوب های وحشیانه را در کشور های اسلامی به بار آورده است . فضای سرکوب سبب شده که نهضت های اسلامی بیشترین انرژی و توان خود را صرف مبارزات خشونت آمیز نموده و از اصل مسآله که همانا کار برای پویایی وبالنده گی های فکری است، بدور مانده اند . ایجاد این فاصله سبب شده تا امروز بار گرانسنگی از کاستی های فکری بر شانه های آنان سنگینی کند . از سویی هم بدور ماندن آنها از قدرت و نبود زمینه ها برای آموزه های عملی برای ساخت نظام از جمله دشواری هایی اند که امروز به مثابۀ کابوسی بر روان جنبش های اسلامی بر سرقدرت و بیرون از قدرت سخت سنگینی دارند . هرگاه فرصت برای آنان یاری میکرد، حالا برای ساختن نظام از داشتن تیوری های فکری لازمی برخوردار می بودند و با دشواری های کمتری رو به روی می بودند؛ زیرا هر نظام سیاسی دارای روح ویژه است که در اصل این روح است که فضای خاصی را در جامعه حاکم گردانیده ومردم را به دنبال خود میکشاند . در جامعه ییکه روح حاکم فساد گستری و غارتگری باشد، گسترش و نهادینه شدن این روح فاسد در جامعه هم به امر عادی مبدل میگردد . در جامعه ییکه روح همکاری، صداقت و پاکی حاکم باشد؛ در آن جامعه بصورت خود به خودی غنچه های روح پرور انسانیت و احساسات روح نواز همکاری و راستی به بار و برگ می نشیند . آشکار است که فضای زنده گی در چنین کشوری گواراتر بوده و در همه پدیده ها رنگ و بوی همدلی ها و هماهنگی ها موج میزند . به گونۀ مثال در یک محفل یا فضایی که چند تن عارف و دانشمند حضور داشته باشد، فضای آن چنان انسان را پرجاذبه و دل انگیز وخیلی صادقانه به خود میکشاند که جز موجی از شادی و طرب روح انگیز دورنی و شور و شعف عاشقانه و جان پرور چیز دیگری را نمی توان در آن سراغ کرد. در بستر روح دل نواز و شور حیرت آفرین آن طلسم شگفتی ها شکسته میگردد و غنچه های شادی بازتر می شود، زشتی ها یکسره رخت برمیدارند و زیبایی ها به شگوفایی میرسند . این حلاوت را کسی داند و از فیض آن بهره مند گردد که در عمل چنین لطافتی را تجربه نموده باشد . در محفلی که حضور نااهلان و ناهمدلان در آن پررنگ باشد، همه چیز وارونه واقع می شود . جامعۀ خوب را می توان از نماد اولی و جامعه بد را از نماد دومی به حساب آورد . آشکار است که اولی سرشار از پاکی و عطوفت و راستی ها و دومی به عکس مملو از بدی ها و زشتی ها است .
تحول در یک جامعه زمانی جان میگیرد که انگیزه ها برای شدن از درون انسان های آن برخیزد و بر دل ها بنشیند؛ زیرا انگیزه هایی که مایه های خالصانه وصادقانۀ درونی دارند، پاک ومنزه بوده و یک رنگی ها در آنها موج میزند . از همین رو است که قرآنکریم می گوید تا زمانیکه نفس های خود را تغییر ندهید، جامعه هرگز تغییر نمی کند. با این تعبیر تحولات طبیعی و واقعی زمانی در یک جامعه رونما میگردد که منشای تحولات بیرونی در آن از درون آغاز شده باشد . هرگاه به نهضت های اسلامی چنین فرصت دست میداد، در این زمینه به گونۀ امروز دست خالی نمی بودند . حالا که فرصت اندکی بر دست نهضت های اسلامی آمده است، هر چه جدی تر تلاش کنند تا پیش از آنکه فرصت ها را از دست بدهند، کاری نمایند که دست کم سنگ بنای یک نظام اسلامی را در جهان معاصر بگذارند . این در صورتی ممکن است که دیدی بازتر به جهان نگاه کنند، دشواری های کنونی در جامعه و جهان را ریشه یابی کنند و نیاز های انسانی را در چهارچوب ضرورت های مشروع کنونی به بررسی یگیرند . با دیدی معقول و منطقی به کشف مفاهیم تازه از متون دینی پرداخته و در روشنایی آیات الهی خالی از تعصب های دینی، ایده ئولوژیکی، مذهبی، قومی وگروهی به تاویل آیات بپردازند تا به خواست زمان به کشف آیات دست یابند . از اینکه آگاهی های بشر در تغییر است و جهان در مستوای آن رو به تحول است؛ پس هر تفسیری از متون قرآنی تنها پاسخگوی نیاز های انسان همان عصر است . از این رو کار دانسمندان مسلمان هر عصر خیلی مهم وحیاتی است و سخن پیامبر در این راستا خیلی پرجاذبه است که می گوید، عالم و دانشمند دین من رسالت نبی های گذشته را دارند . پیشوایان جنبش های اسلامی در واقع رسالت پیامبرانه دارند تا در راۀ اشاعۀ ارزش های دینی کار خستگی ناپذیر نمایند . به مثابۀ چراغ بدستان پیشتازی عمل کنند که سایرین را به دنبال خود به سوی روشنایی ها بکشانند . در این رویکرد کاربرد و در نظر گیری اصل آزادی، آگاهی و عدالت را نباید از به هیچ گرفت، زیرا این سه مفهوم لازم وملزوم یکدیگر اند که به گونۀ زنجیری یکی پی دیگری سلسلۀ تعادل را در افکارانسانی و اجتماع انسانی فراهم می نمایند؛ زیرا آزادی بدون آگاهی و آگاهی بدون عدالت معنایی ندارد . در بستر آزادی است که آگاهی های انسانی و مسؤولبت های تاریخی و جغرافیایی او به شگوفایی میرسد . در بستر آگاهی ها است که عدالت بال و پر می گشاید . هر تعبیری از متون قرآنکریم زمانی به حقیقت می پیوندد که برآورندۀ این سه اصل باشد و در غیر آن صورت به تعبیر پیامبر اسلام باید نقش دیوار شوند . از همین رو آزادی ، آگاهی آور و آگاهی عدالت گستر است . هر تعبیر و تفسیر از متون دینی نه تنها آزادی پرور است؛ بلکه آگاهی گستر و عدالت پرور است . در صورتیکه این سه اصل را احتوا نکند، نه تنها سبب رهایی و رستگاری انسان و جامعه نمی شود؛ بلکه جامعه را به قهقرا و انحطاط نیز می کشاند . آخر قسمت هشتم
یاد داشت ها:
(Türköne, 1994, 127.128)8* -
" (Karaman, 1994, 416; Fahri, 3419* -
10*- " (Karaman, 1994, 461
11* - (turkone,1994,128)
Karaman, 1994, 463;turkone,12812* -
Karaman, 1994, 462))13* -
(Nursi 1996, 105,123.124 -14*
" (Türköne, 1994.101) - 15*
1 - رادیو آزادی ، اخبار عصر، 26 مارچ
4 - انصاف ، شمارۀ 311، 3 فبروری
3 - را دیو آزادی ، اخبار عصر، 16 مارچ
2 - ملت ، شمارۀ 588 ، 2 می