قسمت شانزدهم
اولین حضور حسنی مبارک در دادگاه پس از ریاست جمهوری السیسی
حسنی مبارک که بعد از چند بار حضور در دادگاه به حالت بی سرنوشتی به سر می برد. پس از انتخابات و به قدرت رسیدن السیسی برای اولین بار به محکمه حاضر شد و به دفاع از خود پرداخت . شبکه مصری «البلد» (1) گزارش داد که «حسنی مبارک» رییس جمهور مخلوع مصر در روز 12 اگست برای اولین بار در جریان محاکمهاش شخصا از خود دفاع کرد. محاکمه مبارک در آکادمی پلیس قاهره که خود او تأسیس کرده برگزاری میشود.مبارک دفاعیه خود را با نام خدا آغاز کرد و از احترام فراوانش به نهاد قضائی مصر از زمان آغاز مسئولیت ریاست جمهوری اش سخن گفت.وی همچنین از دادگاه برای فرصتی که برای او فراهم شده تا از خود دفاع کند تقدیر کرد، مبارک گفت: در حالی با شما سخن میگویم که ایمان دارم چرخ تاریخ به عقب باز نمیگردد و کسی نمیتواند تاریخ را تحریف کند.وی افزود: با وجود تلاش های فراوان برای تحریف تاریخ اما تاریخ حق هر کسی را به او میدهد.مبارک گفت من بیش از ۲۶سال به این کشور کمک و خدمت کردم و در همه جنگهای مصر بعد از انقلاب ۲۵جولای حضور پیدا کردم.مبارک گفت: من و خانوادهام از زمانی که از قدرت برکنار شده ام مورد حملات فراوانی قرار گرفتهام و برایم مهم نیست که اسم من از روی خیابانها و یا پروژههای ملی حذف شود زیرا این اقدامات به عنوان شاهد باقی خواهند ماند.مبارک همچنین درباره روابط با اسرائیل گفت: هیچگاه حاضر نشدم تا زمانی که اشغالگری وجود داشته به اسرائیل سفر کنم و از حقوق شهروندان فلسطینی در نوار غزه دفاع کردم اما با تلاشها برای تهدید امنیت کشور مقابله کردم.مبارک همچنین گفت که مصر در دهه هشتاد و نود میلادی با بحث مبارزه با تروریسم مقابله کرده و امروز نیز با آن دست و پنجه نرم میکند.رئیس جمهور مخلوع مصر گفت:هیچگاه به دنبال قدرت و یا فرمانروای نبودم و امروز کشور نیاز به بازسازی زیرساختهای دولتی و ترمیم اقتصاد آسیب دیده است.وی همچنین گفت: هیچگاه در برابر حفظ تمامیت ارضی کشور کوتاه نیامدم و جایگاه مصر را در زمینه سیاست خارجه حفظ کردم و هیچگاه و تحت هیچ شرایطی دخالت در امور داخلی و یا حضور نظامی در خاک مصر را نپذیرفتم.وی یادآور شد که بارها و به ویژه در اصلاحاتی که در آخرین سالهای قدرتش اعمال کرده نسبت به خطر دخالت دین در سیاست هشدار داده بود.مبارک گفت: در زمینه پاسخ دادن به درخواستهای مردم و معترضان پیشنهاد داده بودم که انتخابات زودهنگام برگزار شود و به این ترتیب قدرت به صورت مسالمت آمیز منتقل شود.وی همچنین مدعی شد که کناره گیری اش از قدرت برای حفظ خون مردم مصر بوده و افزود که بر اساس دیدگاه شخصی و با توجه به توانمندی های شورای نظامی قدرت را به آنها واگذار کردم.مبارک گفت ادعای کامل بودن ندارم و من هم مانند همه انسان ها دچار خطا شدهام، به نظر میرسد در برخی از تصمیماتی که گرفتم موفق نبوده ام اما به خداوند سوگند میخورم که هر تصمیمی را که گرفتم با نیت کمک و خدمت به مردم بوده است.وی همچنین افزود: محمد حسنی مبارکی که امروز در پیشگاه شما حاضر شده هیچ گاه فرمان قتل معترضان را صادر نکردم، من همواره جنگجویی برای دفاع از مردم کشورم بودهام و هیچگاه دستور مرگ یک مصری را ندادهام.مبارک تأکید کرد که هیچگاه دستوری در زمینه ایجاد اغشتاش در کشور ندادهام در حالی که تمام تلاش من در طول زمان خدمتم حفظ تمامیت کشور بوده است.وی همچنین خود را فرزند مصر دانست و گفت همواره نگران کشورش خواهد بود و افزود که از دارایی های دولتی و یا جایگاهش سوء استفاده نکرده است.وی افزود که حکم دادگاه هرچه باشد او با روحی راضی آن را خواهد پذیرفت و گفت: امیدوارم که مصر بار دیگر از جای خودبرمیخیزد.مبارک که احساساتی شده و با بغض سخن میگفت افزود: شاید این آخرین باری باشد که با وطن سخن میگویم و وجدان آرامی دارم و به مردم مصر میگویم که مصر امانتی در دستان شماست که باید آن را حفظ کنید.مبارک در پایان گفت: خداوند مصر را حفظ کند.قاضی در پایان سخنان مبارک صدور حکم در این پرونده را به ۲۷ سپتمبر موکول کرد.کارشناسان مصری پیشتر تأکید کرده بودند که مبارک سعی میکند بعد از گذشت ۴سال از محاکمه در این دفاعیه احساسات مردم مصر را به نفع خود تغییر دهد. اما حقیقت را نه میتوان با جلب احساسات توده ها پنهان ساخت .
1 - نواندیشی ،13 اگست 2014
جنرال السیسی آماج انتقاد های شدید بین المللی
کشتار های بیرحمانۀ اعضای اخوان المسلمین بوسیلۀ جنرال السیسی انتقاد های شدیدی را در سطح بین المللی به همراه داشت.
سازمان دیده بان حقوق بشر یا HUMAN WRIGHT WACHکه مرکز آن در نیویارک است جنرال السیسی رئیس جمهور نامشروع مصر که در نتیجه کودتاعلیه دکتر محمد مرسی رئیس جمهور منتخب مردم به قدرت رسیده است کشتار در حوادث سال گذشته توسط نیروهای امنیتی و ارتش را ‘یکی از بزرگترین کشتارهای معترضان در طی یک روز در تاریخ معاصر’ خوانده است.این سازمان در گزارشی که بتاریخ ۱۲آگست درباره کشتار معترضان به سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهور وقت مصر منتشر کرده، میگوید بیش از ۸۰۰ نفر در اطراف مسجد رابعه عدویه در روز ۱۴آگست سال ۲۰۱۳ کشته شدند.
دیدهبان حقوق بشر تاکید کرد که “کشتار حسابشدۀ” بیش از هزار نفر در آن روز میتواند “جنایت علیه بشریت” محسوب شود.این گزارش خواهان محاکمه مقامهای مصری مرتبط با این کشتار شده است.روز دوشنبه دولت مصر از ورود دو مدیر ارشد دیدهبان حقوق بشر به این کشور جلوگیری کرد.کنت راث، مدیر اجرایی و سارا لیا ویتسون، رئیس بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی دیدهبان حقوق بشر قصد داشتند گزارش تازه این سازمان را در یک نشست مطبوعاتی در قاهره اعلام کنند.اما مسئولان امنیتی فرودگاه قاهره آنها را ۱۲ساعت بازداشت کردند و نهایتا با پروازی برگرداندند. (1) دریک محکمه جنائی که بیشتر دوسیه های مربوط به تروریزم و دهشت افگنی را مورد غور ومطالعه قرار می دهند یک خانم هالندی بنام رینا نیچی Rena Netjes را که از بیست و پنج سال بدینسو در قاهره زندگی میکرد یکجا با چندین خبرنگار و ژورنالیست شبکه تلویزیونی الجزیره به اتهام همکاری با نهضت اخوان المسلمین مصر به ده سال حبس تعزیری محکوم گرد ید که به اثر تلاشهای خاص سفیرهالند در قاهره آقای خیرارد ستیغز Gerard Steeghs از زندان رها گردید .
خانم رینا نیچی Rena Netjes که به خبرنگاران صحبت میکرد گفت از روزی که محمد مرسی رئیس جمهور منتخب مردم مصر از قدرت خلع گردید وی وهوادارانش همه بازداشت شدند و بدون اجرای هرنوع حکم محکمه در زندان های مخفی نگهداشته شدند که بصورت وحشیانه از سوی کودتا گران مورد ضرب وشتم قرار می گرفتند وی که با میانجیگریی آقای خیرارد ستیغز Gerard Steeghsسفیرهالند در قاهره و با اولین پرواز طیاره به هالند برگشت چنان مضطرب به نظر میرسید که گویا کوله باری از چندین سال مشقت و رنجی را بر پشت دارد گفت که دیگر هرگز به مصر نخواهند رفت خانم رینا نیچی Rena Netjes این سخنان را درحالی به زبان می آورد که وی مدت بیست وپنج سال از پربار ترین دوران زندگی را در قاهره پایتخت مصر باستانی سپری نموده است و زبانی عربی را نیز روان تکلم میکند . این ژورنالیست هالندی که خود از لحاظ مذهبی مسیحی میباشد ملیشاهای متعلق با جنرال عبدالفتاح السیسی را نهایت خطرناک توصیف نمودند که زنان نه میتوانند از ترس این وحشی ها مثل همیشه بصورت آزاد گشت و گذار نمایند . خانم رینا نیچی Rena Netjes در هالند نیز از ترس تروریستهای جنرال آلسیسی در خفأ به سر میبرد ؛ خانم رینا نیچی Rena Netjes به خبرنگاران گفت که در آئنده شاید به کشوری مهاجرت کند که با رژیم کنونی مصر روابط دوستانه نداشته باشد. (2) پس از آنکه السیسی به انتقادا شدید مواجه گردید. وی ناگزیر برای دفاع از خود برآمد. وی در دیدار با روزنامه نگاران مصری در مقر خود در کاخ ریاست جمهوری این کشور گفت که توطئه ای جدید از سوی قطر و ترکیه و گروه اخوان المسلمین طرح ریزی شده است که می خواهد بر ذهن و فکر نخبگان فرهنگی و رسانه ای کشور مسلط شود و آنها را از حقیقت دور کند.به گزارش روزنامه العرب، چاپ لندن، وی همچنین گفت که این دو کشور به همراه اخوان پول های کلانی را در اختیار سایت های اینترنتی قرار می دهند تا به این ترتیب وجهه دولت مخدوش شده و فکر اخوانی بر اندیشه های روشنفکران و اهالی فرهنگ مصر مستولی شود.السیسی که در طی این ماه برای دومین بار است که روزنامه نگاران و خبرنگاران مصری را به کاخ الاتحادیه فرا می خواند، همچنین گفت که تلاش هایی برای ضربه زدن به ثبات مصر در جریان است و برخی شبکه ها و پایگاه های الکترونیکی تلاش دارند توطئه ای که به گفته او “شیطانی” است را در چارچوب جنگ نسل چهارم در کشور ایجاد کنند و فکر و ذهن نخبگان را به بازی بگیرند و به این ترتیب جنگی فرهنگی – امنیتی را علیه دولت او رقم بزنند.
وی به صراحت به شرکت “مدیا لیمیتد” که چندین سایت الکترونیکی در اختیار دارد و روزنامه “العربی الجدید“ را منتشر می کند و شبکه ماهواره ای “مصر الآن“ را پخش می کند و سایت “المستقبل“ را حمایت می کند، اشاره کرد و گفت: «برای اولین بار است که این گونه به صراحت صحبت می کنم. فرایند جذب حمایت ملی به طور مستقیم از آنکارا و دوحه و اخوان صورت می گیرد. من از روزنامه نگاران می خواهم که وارد این گود نشوند و در عملیات این گروه ها شرکت نکنند. به ویژه که عده ای از آنها تلاش می کنند تا جبهه وحدت مصر را منهدم کنند و بر اردوگاهی که در انقلاب ۳۰جونسهم داشت، تاثیر بگذارند. آنها در شبکه های اجتماعی و سایت های رسانه ای به دروغ پرداکنی و شایعه سازی مشغول شده اند و می خواهند بر وحدت مصر تاثیر گذاشته و توانایی های دولت را به لرزه در آورند تا در نهایت طرح توسعه طلبانه خود را گسترش دهند.»السیسی در این کنفرانس مطبوعاتی همچنین هر گونه دخالت نظامی مصر در لبیبی را رد کرد و گفت که تا کنون هیچ نیروی نظامی برای برخورد با تهدیدهایی که از سوی لیبی احساس می شود به این کشور نفرستاده است.روابط مصر با قطر و ترکیه به دلیل حمایت این دو کشور از اخوان المسلمین و تلاش برای بازگرداندن آنها به قدرت مدتی است که رو به تیرگی نهاده است. از کودتای مردمی !!! ۳۰جون سال گذشته تا کنون نه مصر و نه قطر حکومت جدید مصر را به رسمیت نشناخته اند و قاهره مدعی است که این دو کشور تلاش دارند به هر ترتیبی شده حکومت جدید را سرنگون کنند و اخوانی ها را مجددا به قدرت برسانند. در پی برخوردهای دولت مصر با طرفداران اخوان تا کنون هزاران نفر کشته و زخمی شده اند.در همین رابطه دولت مصر شبکه خبری الجزیره که مقر آن در دوحه است را متهم می کند که به طور دائم از اخوان المسلمین حمایت می کند و علیه حکومت جدید شایعه می سازد. قاهره در اعتراض به این رفتارهای این شبکه خبری کارکنان این شبکه را دستگیر کرده و با صدور احکام سنگین در حق آنها از ادامه فعالیتشان جلوگیری کرده است. برخورد حکومت السیسی با اخوان المسلمین مصر حتی باعث تیرگی روابط مصر با ایالات متحده امریکا شده چرا که واشنگتن حکومت جدید مصر را متهم می کند که علیه دولتی مردمی و منتخب که بر آمده از صندوق های رای بوده کودتا کرده است. این مساله سبب شده است تا مصر مجددا به جبهه روسیه روی بیاورد. پس از آن که امریکا عمل کمک های خود به مصر را قطع کرد قاهره رسما دروازه های دوستی را به روی مسکو گشود به گونه ای که به تازگی عبدالفتاح السیسی دیداری تاریخی از مسکو انجام داد و بعدتر روسیه اعلام کرد که قصد دارد سامانه های موشکی اس – ۳۰۰را تحویل مصر بدهد.
هرچند السیسی تلاش می نماید تا بر روی جنایات بشری خود در مصر و بویژه در برابر اخوان المسلمین پرده بکشد و افکار جهانی را به فریب بکشان واما او هر از گاهی مورد انتقاد شدید سازمان های جهانی حقوق بشر بوده است . چنانکه پایگاه اینترنتی شبکه خبری الجزیره (3)گزارش داد که ، دیده بان حقوق بشر در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو اعلام کرد که مسئولان مصری در جریان پایان دادن به تحصن میدان رابعه العدویه در قاهره در اواسط اوت سال ۲۰۱۳ به قوانین بینالمللی عمل نکردند.این سازمان تاکید کرد که نیروهای مصری خیلی زود از گلولههای جنگی استفاده کرده و در دقایق اولیه پایان دادن به تحصن میدان رابعه العدویه کشتههایی را برجای گذاشتند.روی همین ملحوظ مرتکب جنایت علیه بشریت شده است نیروهای امنیتی مصر در ۱۴ آگست سال گذشته به دو میدان رابعه العدویه در قاهره و میدان النهضه در جیزه حمله کردند که براساس آمارهای رسمی بر اثر این حمله صدها تن از تحصن کنندگان کشته شدند.این در حالی است که اخوان المسلمین و مخالفان نظام کنونی مصر اعلام کردند که در جریان این حملات هزاران تن کشته شدند.دیده بان حقوق بشر در ماه گذشته نیز گزارشی را با عنوان “کشتار رابعه و کشتار دسته جمعی تظاهرکنندگان در مصر” منتشر کرد که در آن اعلام کرد: مسئولان مصری میدانستند که هزاران تن با این حمله در میدان رابعه کشته میشوند، اما با این وجود دست به آن زدند.این سازمان همچنین بر “کشتار سیستماتیک” تظاهرکنندگان در ژوئیه و اوت سال میلادی گذشته تاکید کرد.همزمان عفو بین الملل نیز اعلام کرد که اوضاع حقوق بشر در مصر به شدت نابسامان است.از سوی دیگر، مصریها در چندین استان در اعتراض به بحرانهای معیشتی و ادامه قطع برق در مدت زمانهای طولانی تظاهرات کردند.درایالت های اسکندریه، شرقیه، صعید، پورت سعید، دقهلیه و بنی سویف تظاهراتی برگزار شد و شرکت کنندگان پلاکاردهای در اعتراض به اوضاع اقتصادی و افزایش قیمتها در دست گرفتند و خواهان برکناری عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهوری مصر و همچنین دولت این کشور شده و خواسته خود را برای آزادی بازداشت شدگان مطرح کردند.
1 - نواندیشی قاهره، 17 اکست 2014
2 – نواندیشی ، قاهره ، 27 اگست 2014
3 - نواندییشی، 11 سپتمبر 2014
1 حکومت مصر اعلان کرد که در نظر دارد در نزدیکی قاهره یک شهر نو را اعمار نماید که در آن تعمیر های دولتی و محل بود و باش برای هفت میلیون نفر تهیه خواهد شد.
2 در این مورد دیروز وزیر خانه سازی مصر مصطفی مدبولی در روز اول کنفرانس سه روزه اقتصاد جهانی در شهر ساحلی شرم الشیخ صحبت کرد.
3 در این کنفرانس اقتصادی صدها رهبر و تاجر بین المللی اشتراک دارند.
4 مصطفی مدبولی اظهار داشت که هدف ساختمان شهر نو کم کردن ازدحام در قاهره تا 24 سال دیگر می باشد.
5 شهر قاهره فعلاً 20 میلیون نفوس دارد و شهر نو در شرق این شهر اعمار می شود که هدف ساختمان آن کم کردن بیکاری نیز می باشد.
6 کار ساختمان سرک قاهره به سمت شهرک نو شروع شده است ولی مقامات مصر نگفته اند که این شهر نو چه نام خواهد داشت.
7 23 رادیو آزادی – 12 – 1393 – 13 03 - 15
8 به گزارش رسانه های مصر، این افراد امروز ۱۶ مارس (۲۵ اسفند)، به خاطر اقدام مسلحانه علیه حکومت محکوم شناخته شدند. آقای بدیع ۱۱ ماه پیش نیز بر سر همین اتهامات به اعدام محکوم شده بود اما حکم او، بعدا به حبس ابد تقلیل یافت. دولت مصر، به رهبری عبدالفتاح سیسی، اخوان المسلمین را یک "گروه تروریستی" می داند. در پی برکناری محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر در ژوییه ۲۰۱۳ (مرداد ۱۳۹۲) که به گروه اخوان المسلمین نزدیک بود، اعضا و همکاران این گروه زیر فشار شدید حکومت قرار گرفتند. در آوریل ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳)، یک دادگاه دستهجمعی ۶۸۳ نفر از جمله محمد بدیع، رهبر اخوان المسلمین را به اعدام محکوم کرد. هرچند حدود سه ماه بعد، آقای بدیع و ۳۶ نفر دیگر از محکومین به اعدام، با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شدند. حدود دو هفته پیش، اولین حکم اعدام صادر شده بعد از سقوط دولت محمد مرسی در مصر به اجرا گذاشته شد. در جریان کودتای ارتش مصر علیه دولت محمد مرسی، که به فرماندهی ژنرال سیسی صورت گرفت، بیش از ١٤٠٠ نفر کشته شدند. به دنبال تغییر دولت مصر ١٦ هزار نفر نیز، که عمدتا از هواداران اخوانالمسلمین هستند، زندانی شدند که بسیاری از آنها در معرض اعدام یا مجازات های سنگین دیگر هستند. گروههای فعال حقوق بشر، از صدور احکام گروهی اعدام و حبس برای معترضان در مصر به شدت انتقاد کرده و این احکام را سیاسی خواندهاند. بی بی سی ، 17 فبروری 2015
نواندیشی قاهره : یکی از اعضای نهضت عدالت خواهانه اخوان المسلمین مصر در گفتوگو با روزنامه «الشرق الاوسط» عربستان (چاپ لندن)، اعلام کردند که دست کم ۲۹ نفر از اعضای حرکت آزادی بخش اخوان المسلمین مصر و شاخه سیاسی آن حزب عدالت و آزادی قطر را به مقصد بریتانیا ترک ګفته اند این در حالی است که پیش از این رسانهها از اخراج ۷نفر از اعضای این جنبش از قطر خبر داده بودند. این اقدام اعضای نهضت اخوان المسلمین مصر که در قطر زندگی میکردند در پی اختلاف نظرکشور قطر با کشورهای عربی دیگر از جمله عربستان اتخاذ شده منابع نزدیک به جنبش آزادی خواه اخوان المسلمین مستقر در لندن اعلام کردند که «طارق الزمر» و «عاصم عبدالماجد» در میان این افراد هستند. بر اساس این خبر تعداد دیگری از رهبران اخوان المسلمین و یا خبرنگاران و روزنامه نگارانی که به داشتن ارتباط با اخوان المسلمین مصر شهرت دارند نیز فهرست افرادی قرار دارند که در راه بریتانیا قرار دارند . در پی حمایت دوحه از اخوان المسلمین و مخالفت با برکناری «محمد مرسی» از ریاست جمهوری مصر، تعدادی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان، بحرین و امارات سفرای خود را از قطر فرا خواندند و دوحه را به انزوا تهدید کردند.ر نشست اخیر شورای همکاری خلیج فارس کشورهای عضو این شورا آخرین اخطار خود را در بحث حمایت از اخوان المسلمین به قطر داده و این کشور را ملزم به رعایت بندهای توافقی که تحت عنوان «توافق ریاض» شناخته میشود، همچنان وجدی غنیم یکی از رهبران معنوی و مبلغان مشهورحرکت اخوان المسلمین مصر در یک پیام ویدیویی که اعلام کرد که خاک قطر را تر ک می کند. وجدی غنیم، در پیام ویدیویی گفت: “به لطف خداوند متعال من تصمیم گرفتم برای ادامه تبلیغ دین به خارج از کشور قطر دوست داشتنی منتقل شوم تا برای برادران عزیزم در قطر هیچگونه مشکلی ایجاد نکنم. خداوند به برادران قطری ما در ازای خدمت به اسلام و مسلمین پاداش خیر دهد”. درعین حال عمر دراج، یکی از رهبران “حزب آزادی و عدالت”، شاخه سیاسی اخوان المسلمین مصر، شامگاه جمعه در بیانیه ای ، اعلام کرد، تعدادی از رهبران اخوان المسلمین مصر برای فراهم نکردن دردسر برای دولت قطر، خاک این کشور را ترک خواهند کرد”.مگر مطبوعات وابسته به رژیم کودتایی مصر و حامیان عربی بویژه رژیم سرکوبگر عربستان سعودی این مهاجرت را نوعی از اخراج رهبران حرکت انقلابی اخوان المسلمین از قطر می دانند . قابل ذکر است که از چندین دهه بدینسو بریتانیا میزبان نیروهای مخالف رژیم های ظالم در مصر بوده است .
- نواندیشی قاهره : روزنامه ها و مطبوعات عربی گزارش دادند که جنرال عبدالفتاح السیسی که قرار بود در کنفرانس اتحادیه کشورهای افریقایی شرکت کند و بخاطر آن به شهر جوزنبورگ افریقای جوبی سفر نماید به دلیل ترس از دستگیری سفرش را در آخرین دقائق لغو کردبراساس این گزارش، یک موسسه حقوق بشری از السیسی به دلیل کشتار غیرنظامیان در اعتراضات در میدان رابعه العدویه در سال ۲۰۱۳ شکایت کرده بود و وی به محض ورود به آفریقای جنوبی براساس قوانین این کشور تحت پیگرد قانونی قرار میگرفت. روزنامه جورزالم پست هم نوشته که گروهی از وکلای مسلمان در آفریقای جنوبی دادخواستی علیه السیسی به دادگاه ارائه کردهاند تا رئیس جمهور مصر به دلیل جنایت علیه بشریت و ارتکاب جنایات جنگی تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. قرار بود السیسی به همراه دیگر سران قاهره سیاه در آفریقای جنوبی حضور پیدا کند اما این سفر بدون اعلام دلیل از طرف مقامات مصری به ناگاه لغو شد.«یوشاتیوب» از اعضای کانون وکلای اسلامی آفریقای جنوبی در همین زمینه به خبرگزاری آناتولی ترکیه گفته که این کانون مدارکی در اختیار دارد که نشان میدهد السیسی مرتکب جنایت جنگی شده است.
یک محکمه در مصر حکم اختلاس علیه حسنی مبارک رئیس جمهور سابق این کشور را لغو کرده و دستور داده که او باید دوباره محاکمه شود. مبارک هشتاد و شش ساله در ماه می به جرم اختلاس میلیون ها دالر از دارایی عامه به سه سال زندان محکوم شد. اما، یک محکمه دیروز گفت که اصول قضایی درست رعایت نشده است
دادگاه مصر امروز «محمد مرسی» و چند تن دیگر از رهبران اخوان المسلمین مصر را به دلیل جاسوسی برای حماس به اعدام محکوم کرد و این حکم برای تائید نهایی به مفتی مصر ارجاع داده شد. همچنین یوسف قرضاوی رئیس علماء جهان اسلام نیز در این دادگاه به اتهام دست داشتن در ناآرامیها به اعدام محکوم شد و این حکم نیز برای تائید نهایی به مفتی مصر ارجاع داده شد. خبرنگار روزنامه تایمز در این باره خبر داد که حکم مفتی مصر درباره احکام اعدام در دوم جون اعلام خواهد شد.
9 حمله بر سینا به تعقیب کشته شدن لوی څارنوال مصر انجام شد.به گفته مقامات امنیتی بعد از کشته شدن لوی څارنوال، یک واحد قوای خاص مصر بر یک اپارتمان حمله کرده و نُه فراری از حزب منع شده اخوان المسلمین، از جمله یک عضو سابق پارلمان را کشتند. حزب اخوان مسلمین در واکنش به این عمل مردم را به قیام علیه رییس جمهور السیسی دعوت کرده است. درگیری میان نیرو های امنیتی مصر و شورشیان در شمال سینا از سال ها بدینسو ادامه دارد، این درگیری ها در 2013 میلادی پس از سقوط حکومت محمد مرسی رییس جمهور سابق این کشور شدت گرفت.حملات زمانی در مصر شدت یافتند که سال گذشته یک گروه شورشی مستقر در شبه جزیره سینا از گروه تندرو دولت اسلامی اعلان وفاداری کرده و نامش را به ولایت سینا تغییر داد. تمرکز شورشیان در حملات دیروز مصر، شهرک شیخ ذوهیب واقع در سینا بود. آژانس خبری اسوشیتتد پرس به نقل از یک مقام امنیتی مصر که نخواسته ازش نام گرفته شود، می گوید: شورشیان حداقل شش پوسته امنیتی را در شهرک شیخ ذوهیب هدف قرار داده و چندین سرباز و موتر های زرهی را با خود برده اند. گفته می شود که شورشیان ماموریت پولیس مرکزی این شهرک را تصرف کرده و درگیری را با نیرو های امنیتی مصر آغاز کردند.به گفتهء مقامات مصر، در برخوردهای دیروزه در سینا 64 عسکر، 90 شورشی و چهار نفر ملکی کشته شده اند. پس از جنگ 1973 میلادی میان اعراب و اسرائیل، درگیری های دیروز مرگبارترین و شدید ترین جنگ در شبه جزیره سینا خوانده شده است. ایالات متحده امریکا حملات بر سینا را محکوم کرده و آنها را حملات تروریستی خوانده است. نید پرایس یکی از سخنگویان قصر سفید گفته است که ایالات متحده امریکا برای سرکوب کردن شورشیان در مصر، حکومت آن کشور را حمایت می کند.04 جولای 2015
یک محکمه در مصر حکم اختلاس علیه حسنی مبارک رئیس جمهور سابق این کشور را لغو کرده و دستور داده که او باید دوباره محاکمه شود. مبارک هشتاد و شش ساله در ماه می به جرم اختلاس میلیون ها دالر از دارایی عامه به سه سال زندان محکوم شد. اما، یک محکمه دیروز گفت که اصول قضایی درست رعایت نشده است
دادگاه مصر امروز «محمد مرسی» و چند تن دیگر از رهبران اخوان المسلمین مصر را به دلیل جاسوسی برای حماس به اعدام محکوم کرد و این حکم برای تائید نهایی به مفتی مصر ارجاع داده شد. همچنین یوسف قرضاوی رئیس علماء جهان اسلام نیز در این دادگاه به اتهام دست داشتن در ناآرامیها به اعدام محکوم شد و این حکم نیز برای تائید نهایی به مفتی مصر ارجاع داده شد. خبرنگار روزنامه تایمز در این باره خبر داد که حکم مفتی مصر درباره احکام اعدام در دوم جون اعلام خواهد شد.
10درگیری میان نیروهای امنیتی مصر و طرفداران اخوان المسلمین در قاهره کم از کم شش کشته به جا گذاشت. این برخورد در جریان راه پیمایی رخ داد که توسط اخوان المسلمین فراخوانده شده بود. اخوان المسلمین حزبی است که حکومت مصر فعالیتش را غیر قانونی اعلام کرده. برخورد پس از نماز عید، در محلۀ طالبیه که در منطقۀ گیزای قاهره واقع است، رخ داد. وزارت خارجۀ مصر گفته است که درگیری پس از آن آغاز شد که مظاهره چیان بالای یک باشندۀ محل تیر اندازی کردند و پولیس را مجبور ساختند که مداخله کند. همین وزارت می گوید که درین جریان پنج نفر از مظاهره چیان کشته شدند. یک فرد ملکی دیگر در جریان برخورد در شهرک ناهیا جای که گروهی دیگر از مظاهره چیان با پولیس برخورد کردند، کشته شد.
11
******** 58 تکرار ... تکرار تا 79 صفحۀ
شگوفایی جنبش های اصلاحی پس از انحطاط در دهۀ نود
در این شکی نیست که نهضت های سیاسی واجتماعی دینی از قرن هژدهم به رهبری عبدالوهاب نجدی و در قرن هژدهم به رهبری سید جمال الدین افغان تا کنون فراز و فرود های دشوار مبارزاتی را پیموده اند و پی آمد آن شکست های فاجعه بار و پیروزی های شکوهمند را داشته است؛ اما صد ها دریغ و درد که پیروزی های آن بی آنکه به کرسی بنشیند، در صبحگاۀ پیروزی انقلاب به تاراج رفته است . جنبش های اسلامی با آنکه بیشتر روحیۀ ضد استعماری داشتند و اما بدون تردید از تحولات مدرنیته در اروپا متاثر شده بودند. جریان اولی بوسیلۀ محمد بن عبدالوهاب نجدی( 1703 – 1791) آغاز شد که خود را از حامیان ابن تیمیه 661 ه ق به حساب می آورد و حرکت دومی به رهبری سید جمال الدید افغان ( 1838- 18969) بوجود آمدند .
از آنجا که نهضت های اسلامی واکنشی بود، در برابر استعمار، استبداد، استحمار، خرافات، جهل و ناآگاهی و برای نابود سازی و غلبه براین پدیده های اهریمنی؛ هر یک برای محو این جلوه های شیطانی و ایجاد اصلاحت به رویکرد های متفاوتی رو آوردند تا پاسخ روشنتری برای رهایی ملت های مسلمان جهان دریابند . نهضت نوزایی به رهبری عبدالوهاب نجدی باور داشت که علت اصلی هجوم کشور های استعماری به سرزمین های اسلامی و ادامه سیطرۀ استعماری آنان را استبداد و استعمار را حاکم بودن سنت های غیر دین زیر نام دین در جوامع اسلامی می پنداشت که به نام دین از سوی شاهان مستبد بر ملت های مسلمان تحمیل شده بود . شاهان ستمگر با استفادۀ ابزاری از دین بر مردم شان هرگونه ستم را روا داشته و بر آنان فرمان میراندند . در حالیکه آنچه به نام دین بر مردم تحمیل میگردید، همه مخالف دین و ضد اسلامی بود؛ گرچند نجدی خوب آغاز کرد و مشکلات فکری مسلمانان را درک کرده بود و دریافته بود که عقب ماندگی های فرهنگی و ناآگاهی های دینی عامل اصلی بدبختی های ملت های مسلمان است و اما نسخه یی را که برای تداوی آن تجویز کرده بود، ناتوان تر از آن بود که بتواند به باری از دشواری های گرانسنگ در جهان اسلام پاسخ مثبت بدهد . او دریافته بود که توجه به فرهنگ و کشف عناصر جدید فرهنگی و زدودن عناصر کهنه و نابکار از آن بحیث نیاز مبرم مسلمانان به شمار میرود؛ اما او به بالنده گی های فرهنگی با نگاۀ خاص خودش نظر داشت و از زاویۀ دید ویژه یی بر آن میدید که با گسترده گی های تمام نمی توانست، بالنده گی های فرهنگی را احتوا نماید .
اندیشه های این گروه با آرا و اندیشه های وهابیون ٬ حنبلی ها ابن تیمیه و خوارج شباهت هایی دارند. این ها مانند خوارج سایر فرقه های اسلامی را مشرک می خوانند . بنا به برداشت خاص شان از توحید بسیاری آداب و و رسوم اسلامی را شرک می گویند . این ها اعمالی را گناهٔ کبیره می خوانند که هیچ یک از فرقه های اسلامی آنها را گناهٔ کبیره نداسته و سبب کفر نمی دانند . جمود در فهم دین و تعصب جاهلانه نسبت به آموزه های دینی از دیگر ویژه گی های آنان است . این ها یدون در نظر گیری پایه های عقلی و اصول دینی به ظاهر روایات و منقولات باور داشته و به عقل وادراک بها نمیدهند. به این ترتیب نقل را ترجیح داده و با عقل سازگار نیستند.
این ها هر چیزی را که در سنت نمی یابند با آن مخالف هستند. این اسلام گرایان رادیکال اکنون گفتمان دینی – سیاسی و حرکت شبه نظامی خود را با شعار مبارزه با خرافات ادامه داده و مدعی اند که حکومت ها و جوامع اسلامی انحراف کرده اند . این افکار در عصر حاضر یکی از جلوه های بنیاد گرایی به شمار میرود که با وجود شعار های اصلاح طلبانه و احیا گرانهٔ خود به خاطر ماهیت واپسگرایانه گذشتّۀ شان نگرانهٔ از اندیشه های اجتهادی و انتقادی هستند . با تندروی های فکری به جمود٬ رکود وقشری گری دامن زده و خشونت های فرقه یی را در سراسر جهان اسلام ترویج کرده اند؛ اما اتکای این جریان به نقل وفاصله گیری آنان از عقل سبب گردید تا از محتوای درونی اسلام بی بهره مانده و از اشاعۀ اندیشه های سیال و پویای اسلامی عاجز گردند . در حالیکه روح دین حرکتی به پیش بوده و بر مصداق سخن اقبال مانند موج زخود رفته یی است که وجودش در تیزخرامی های دم به دم یا به قول قرآنکریم " در هر زمان حالت دیگری دارد ". حرکت وجود و حضورش را سجل کرده و هستی اش را تداوم می بخشد؛ گرچه حریان مذکور تمسک جستن به اصل دین را ادعا دارد و اما در عمل نه تنها یاری پیوستن به اصل را دارد؛ بلکه از اصل بیشتر فاصله گرفت اصل را قربانی فرع گردانیده است.
این در حالی است که تفقه و اجتهاد متحرک و پویای دینی یگانه پاسخ روشن برای پاسخگویی نیاز های انسان هر نسلی و هر عصری به شمار میرود . دانشمندان مسلمان رسالت انسان و تاریخ دارند تا تا در هر زمانی در این راستا گام های جدی بردارند؛ زیرا یگانه راه برای بقا و ادامۀ دین به شگوفایی نگهداشتن عناصر بالندۀ آن است . وظیفۀ دانشمندان است تا نسبت پدیدۀ بعثت با ارادۀ خداوند را کشف و ارایه کنند که چگونه در یک میکانیزم شگفت آور، ارادۀ خداوند با ارادۀ انسان گره می خورد و در چه روندی ارادۀ متناهی با ارادۀ نامتناهی در نزدیک ترین فاصله های شاهرگ گردن وصل می شود. روی میکانیزم های تحقق ارادۀ الهی در جامعۀ انسانی و اهمیت و نقش مردم در وقوع پدیده ها و رخداد ها را به بحث بگیرند . بدون این ها نمی توان به سرچشمۀ زلال و روشن دین دست یافت که همانا رهایی انسان از جبر همنوع، جبر طبعیت، جبر جامعه و جبر تاریخ است . از همین رو است که دین از قشریت و ایستایی گریزان بوده وماندن در ایستایی و سکون معنای مرگ دین را دارد . ناپاسخگویی حرکت نوزایی سبب شد تا جریان دیگری به رهبری سید جمال الدین افغان بعد از دهۀ هفتاد قرن نوزدهم زیر نام اصلاح گرایی بوجود بیاید.
افکار و اندیشه های سید در زمانی شکل گرفتند که سرزمین های اسلامی یک پی دیگر در کام استعمار فرو میرفت و جهالت، فقرو استبداد در جهان اسلام موج میزد . او باور داشت که ایمان امت اسلامی سست شده و بنیان های اخلاقی آن به ضعف کشانده شده است . در حالیکه اسلام توانایی های هماهنگی با پیشرفت های مدرن را داشته و تغییرات بوجود آمده را تبیین و تفسر کرده می تواند؛ یعنی اسلام در هر زمانی می تواند، الگوی خوبی برای تشکیلات سیاسی و اجتماعی باشد و پیشرفت های در حوزه های مختلف را بپذیرد. (8*)
سید عامل اصلی عقب مانده گی های مسلمانان را تقلید کورکورانه و بریدن از دلیل های عقلی میدانست . او استدلال میکند که اسلام به پیروان خود فرمان میدهد تا برای ایمان خود برهان های محکم بیابند و به عقل تمسک بورزند . (9*) به باور سید رسوم و سنت های کهن با اسلام درآمیخته و چنان تقدس یافته اند . در حالیکه به باور او عصر سعادت برای انسان ایده آل یک الگوی دست اول است و اصل احیای دین را یگانه رویکرد برای رسیدن به آن تلقی میکرد . وی شرط ارتقای انسان را ایمان داشت عنون میکرد و می گفت که هیچ امتی ظرفیتی کمتر از دیگری ندارد و برتری را تنها در عقل، کمال روح ، دانش و فضیلت آدمی تلقی میکرد . (10*)
او میگفت که غربی ها اسرار حکمرانی و پیشرفت را کشف کرده و از آن استفاده کرده اند ، در صورتیکه با اصول دین در تضاد نباشد، اقتباس آن برای مسلمانان لازمی است . (11*) او اسلام ر ا هویت ملی مسلمانان می پنداشت و توصیه میکرد که مسلمانان هویت سیاسی خو د را باید در رابطه به اسلام بدست آورند و یک کلیت مشترک تشکیل بدهند. او باور به حاکمیت قرآن در جامعۀ بشری داشته و میگفت ، بدون آنکه کشور های تابع یک کشور باشند و اما تاکید میکرد که پادشاۀ همه قرآنکریم و نقظۀ اتحاد آنان باید دین باشد . آنچه به مسلمانان هویت ملی می بخشد اسلام است. لازم است مسلمانان هویت سیاسی خود را در ارتباط با اسلام به دست آورند و یک کلیت مشترک تشکیل دهند. افغانی چنین می گوید: " من نمی گویم که همه ی کشورها تابع یک کشور شوند اما پادشاه همه قرآن و نقطه ی اتحاد آنها دین باشد . وی میگفت :زمانی که عصبیت قومی بر عصبیت دینی چیره شود و به اتحاد امت صدمه وارد کند . در این صورت عصبیت مشروعیت خود را از دست می دهد. (12*)
سید در عصر مدرن سهم عمده و موثری در پروژه ی تلقی از اسلام به عنوان یک تفکر جدید دارد. او در موضوعاتی چون آزادی، ناسیونالیسم، اعتماد به نفس و حق و عدالت نظرات ارزشمندی ارائه نموده افراد مهمی را تحت تأثیر خود قرار داده است. مانند عثمانی های جدید، ترکان جوان، پان ترکیست هایی چون محمد امین یورداکول، یوسف آکچورا، احمد آغااوغلو، متفکرانی چون محمد عاکف، احمد حمدی آکسکی و افرادی چون سید بیگ، شمس الدین گون آلتای وجود دارند. عبدالحمید دوم گرچند اندیشه های سید را عملی نگردانید و اما در عرصۀ اندیشه از او متاثر بود و به وی احترام داشت . (13*)
بدیع الزمان سعید نورسی نیز در افکار اتحاد اسلام خود، از سید به عنوان سلف خویش یاد نموده اظهار می دارد که "مقتصد مسلک بودن در سیاست" را از او آموخته است . مقتصد یعنی دوری از افراط در سیاست که در کناب مناظرات خویش آنرا بازتاب داده است. وی در مباحث خود پیرامون سیاست زیاده روان و تفریطی ها را مورد نکوهش قرار داده است .(14*)
با تاسف که سید به رغم افکار بلند و تلاش های پیگیرش برای رهایی مسلمانان از اسارت ، جهل، فقر و تنگدستی در کشور ما ناشناخته مانده است. شاید دلیلش رابطۀ پیهم او باسیاستمداران و زمامداران بوده که وی زا از مردم عادی بدور رانده بود . چنانچه خودش میگوید " شایسته بود بذر افکارم را در زمینی حاصلخیز می افشاندم. نباید بذر افکار مستعدم را در شوره زار بی حاصل تباه می نمودم. در تمام طول این مدت هیچ یک از افکار من در گوش زمامداران شرقی فرو نرفت. (15*)
او در پایان زنده گی دریافت که مبارزه با جهل و تقلید را باید در دستور کار مبارزاتی خود قرار بدهد، زیرا او در پایان زنده گی مخاطبان اصلی اش را که همانا مردم بود، دریافت و اما مرگ مجالش نداد . سید با آنکه در هنگام حیات هرگز به آرزو هایش نرسید و افکار او برای رفع عقب مانی ، بیداری و پیشرفت کشور های اسلامی ناشگفته باقی ماند و اما می توان گفت، تنها آرامش خاطرش امیدواری و ایمان راسخ به رنسانس اسلامی در آینده بود .
سید گرچند بیشتر به اسلام سیاسی که همانا روح اصلی اسلام است، باور داشت و اما این به معنای بی توجهی او به فرهنگ اسلامی نبود؛ زیرا به باور او سیاست جز جدا ناپذیر دین است . هیچ تلاش سیاسی به ثمر نمی رسد تا زمانیکه عناصر بالندۀ فرهنگی در بسنر آن به قوام نرسد و ارزش های سیاسی در بستر عناصر پویای فرهنگی غنامندی پیدا نکنند. از جمله عواملی که جنبش نوزایی شکست خورد و راه به منزل نرساند. دلیلش بی توجهی بنیانگذاران آن به مبارزۀ سیاسی بود که حتا تلاش های فرهنگی نیم بند آنان را نیز عقیم گردانید .
سید میان اسلام و اسلام گرایی فرقی قایل نبود و خلاف آنانیکه امروز با طرح اسلام و اسلام گرایی؛ خواسته اند میان هر دو دیوار آهنین ایجاد کنند . او به یک اسلام باور داشت و اسلام گرایی را جز جدا ناپذیر آن میدانست . از همین رو او چندان میلی نداشت که اسلام سیاسی را درکنار اسلام علاوه کند . از نظر او اسلام دین کامل و تمام بوده و پیشوند و پسوند تازه یی نیاز ندارد. چنانچه امام خمینی درسرآغاز انقلاب اسلامی، درست زمانیکه بحث بر سر اسلام و دموکراسی مطرح بود. به صراحت گفت که اسلام خود دینی کامل بوده و اضافه شدن دموکراسی بحیث پسوند در کلمۀ اسلامی زاید دانست . به باور او اسلام خود ظرفیت های سرشاری برای ساختن نظام مردم سالار را دارا بوده و هرگاه نظام اسلامی در جامعه بصورت واقعی تطبیق گردد، بصورت نمادین می تواند،نظام مردم سالار را در جامعۀ انسانی به نمایش بگذارد. عناصر مهم دموکراسی که همانا انتخابات یعنی حق رای دادن و حق رای گرفتن؛ اعادۀ آزادی های بیان، آزادی های بشری و حقوق بشری است . همه را در خود دارد؛ اما با تاسف که این ارکان نظام مردم سالاری در اسلام به بالنده گی نرسید و ناشگفته باقی ماند . این در صورتی ممکن است که برداشت اسلامی بویژه پیرامون آزادی های بیان و آزادی های حقوق بشری شفافیت پیدا کرده و اندیشه های سیال اسلامی از زیر بار افکار قشری بیرون آیند . حدود و ثغور آزادی های بیان و حقوق بشری بر بنیاد عدالت قرآنی تفسیر شوند و حق زن و مرد بر بنیاد های اصل عدالت فردی و اجتماعی در جامعه بر اساس آیات قرآن کریم بصورت صریح و روشن ارایه گردند . برداشت های قبلی مورد تجدید نظر قرار گرفته و در منصۀ قرائت جدید قرار بگیرند .
قشری گرایی ها در اسلام و حاکم شدن اسلام سنتی در جهان اسلام در موجی از توطیه های خطرناک غرب سبب شد تا غربی ها اسلام را از اسلام گرایی جدا کنند . با وزن کردن گروه های اسلامی از سلفی ها تا وهابی ها، اخوانی ها، حزب عدالت و توسعۀ ترکیه، حزب آزادی و عدالت مصر را به یک سنگ وزن کنند و در یک داوری پیش داوارانه و غیر واقعی اسلام را از اسلام گرایی جدا کنند.
اخوان المسلمین مصر که در سال 1928 به رهبری حسن البنا در مصر تاسیس شد، خود را از راهیان شاخه های عروه میدانست که در زمان سید جمال الدین در هنگام توقفش در فرانسه با نشر جریدۀ عروه الوثقی آغاز شده بود . بنا از لحاظ فکری بیشتر متاثر از افکار عبده از شاگردان نامی سید بود که در نشر اندیشه های سید نقش مهم و اساسی داشت . چنانچه سید زمانی که در فرانسه بود و تصمیم نشر جریدۀ عروه را اتخاذ کرد . شیخ عبده را از مصر به فراسه خواست؛ گرچه حامیان افکار عبده بعد ها در دو شاخۀ افکار مغربی به رهبری کوکبی و شرقی به رهبری حسن البنا تقسیم شدند که شاخۀ مغربی بیشتر متاثر از افکار نوزایی بود . جنبش اخوان بعد از شهادت حسن البنا دچار تحولات شدید گردید . اخوان در آزادی کانال سویز و ملی شدن آن نقش بزرگی را بازی نمود و اما با مرگ جنرال نحیب رابطه اش با جمال ناصر خراب شد و رهبرانش مانند سید قطب و سایرین به شهادت رسیدند و به زندان ها افتادند . اخوان فعالیت هایش را زیر زمینی گرداند و به شاخه های مختلف تقسم شد . شاخه های از آن مانند الجهاد والهجره و الجهاد و التکفیر و الجماعت خیلی تند روی اختیار کردند . این شاخه ها با تعبیر از افکار "معالم فی طریق" شهید سید قطب تمام جوامع اسلامی را غیر اسلامی خوانده و خود را ملزم به هجرت و جهاد در برابر سادات نمودند . چنانچه الجهاد سادات را فرعون خواند و خالد اسلامبولی یک عصو آن او را به قتل رساند . جنبش اخوان پس از کشته شدن سادات بار دیگر به سرکوب بیرحمانه یی مواجه گردید . سرکوب و اختناق بر تندروی های شاخه های اخوان افزود . اخوان المسلمین پس از آن فراز و فرود های زیادی را پیمود تا آنکه شاخۀ میانه رو آن در سال های اخیر حق شرکت در انتخابات پارلمانی را در زمان مبارک پیدا کردند تا بالاخره در بهار غرب سر از نیام خاک بیرون کردند و اکنون پارلمان مصر را در اختیار دارند و رییس جمهور مصر رهبر حزب عدالت و آزادی شاخۀ سیاسی اخوان المسلمین است .
جنبش اصلاحی اخوان که از سرزمین های عربی پافراتر نهاد و منبع الهام تمام جنبش های اسلامی در سراسر جهان گردید . فعالیت های گسترده یی را در کشور های مختلف اسلامی راه اندازی کردند که گاهی در اوج و زمانی هم در حضیض به فعالیت های خود ادامه دادند . در میان این ها جنبش اسلامی افغانستان که به رهبری عبدالرحیم نیازی در سال 1348 به فعالیت آغاز کرد و به فعالیت های خود برضد استبداد شاهی ادامه داد و رهبرانش سال های طولانی زندان را سپری کردند و تا آنکه شماری از آنان در 14 جوزای سال 1358 بوسیلۀ رژیم دژخیم و سفاک تره کی در زندان پلچرخی به شهادت رسیدند. جنبش اسلامی افغانستان پیش از آن که از لحاظ مبارزات سیاسی آبدیده شود و در کوره راهان نبرد پخته گردد . دچار سرکوب شد و هر گونه مجال برای مبارزات سیاسی را از دست داد و پیش از آنکه کار های مبارزاتی اش به پختگی برسد. داوود برضد ظاهر شاه کودتا کرد و حامیان داوود که چپی های وابسته به بلاک شوروی بودند. پیس از همه به سرکوب نهضت اسلامی افغانستان پرداختند و عیدالرحیم نیازی رهبر آن را به زندان کشاندند . گروۀ دموکراتیک خلق برضد داوود کودتا کرد و یک و نیم سال بعد از آن شوروی به افغانستان تجاوز کرد . تجاوز شووری نهضت اسلامی افغانستان را در آزمون تازه یی قرار داد . این حرکت که خود را در برابر وقوع رخداد غیر قابل پیش بینی یافت و ناگزیر به واکنش شتاب زده در برابر متجاوزی شوروی گردید . واکنش شتاب آلود سبب شد تا در مسیر مبارزات خود دچار اشتباهات شود . از یک سو مبارزات سیاسی اش به مبارزات مسلحانه مبدل گردید واز سویی هم اعضایش از لحاظ نظامی از آماده گی های لازم برای مبارزات مسلحانه برخوردار نبودند . نداشتن آگاهی های لازم اعتقادی – سیاسی آنان با نبود آگاهی های نظامی آنان همدست شد و بعد ها به اهداف مبارزاتی آنان آسیب فراوانی رساند . این نهضت باوجود دشواری های فراوان توانست تا در دهۀ هشتاد قرن بیست در برابر تهاجم شوروی از خود رشادت ها و شهکاری های استثنایی نشان بدهد و بالاخره توانست شوروی را به شکشت فاحش رو به رو بسازد . جنب و جوش شوروی ستیزی سراسر جهان اسلام را فراگرفت و داوطلبان اسلامی از سراسر جهان به کمک مجاهدین افغانستان شتافتند . در این زمان بود که اسلام سیاسی وارد مرحلۀ تازه یی گردید و بک باره به شگوفایی رسید؛ اما این شگوفایی پیش از شگفتن دچار حادثۀ دردناکی گردید و غنچۀ تازه بدوران رسیدۀ آن بعد از پیروی مجاهدین افغانستان یک باره پرپر گردید . این پرپر شدن ها بود که نویسنده گان و کارآگاهان سیاسی غرب از آن به عنوان " شکست سیاسی اسلام"یاد کردند . شاید گزاف نباشد اگر گفته شود که عامل اصلی جدایی اسلام از اسلام گرایی البته به تعبیر غربی ها، ایجاد نفاق در میان رهبران جهادی افغانستان بود که بالاخره به انحرافات قومی و زبانی منجر گردید؛ گرچه مجاهدین افغان با نبرد مقدس خود توانستند، بزرگترین ارتش تا دندان مسلح سرخ را به زانو درآورند، امپراطوری شوروی را از هم پاشیدند، بلاک شرق را تجزیه نمودند، دیوار برلین را فرو ریختند، کشور های آسیای میانه را آزاد و واروپای شرقی را از اسارت شوری رهایی بخشیدند و پیمان نظامی وارسا را از میان بردند؛ اما بزرگترین گوهر نایاب را از دست دادند و چیزی را که سال ها برای آن رزمیدند، یک باره قربانی حرص و آز خود نمودند. ارزش های جهاد و آرزو های مردم را به بازی گرفتند و اسلام عزیز را پامال نمودند . جوش و خروش تازه به دوران رسیدۀ اسلامی را یخبندان کردند. رهبران و فرماندهان جهادی با پشت پا زدن به تعهدات دینی و ملی خود به غارت دارایی های مردم پرداختند .مبارزۀ راستین و ایثار رادمردان مومن را قربانی خواست های منحط خود نمودد . به ساخت و ساز کاخ ها، بلند منزل ها، ویلا ها، شهرک ها، با غ ها و ... رو آوردند . حتا در تاراج های خود افراط کردند و خانه های مجاهدین عرب را هم در کابل غصب کردند و در نتیجۀ پرتگاۀ انجراف انسانی و اسلامی سقوط کردند . شکست این ها را نمی توان با نداشتن مایه های فکری نمادین پیرامون اسلام و نظام اسلامی بیرابطه دانست . رهبران جهادی افغان از داشتن الگوی فکری واحد نه تنها رنج می بردند؛ بلکه برداشت های شان از اسلام بیشتر قشری و از شماری هم بیشترمتاثر از الگو های اصلاحی کلاسیک بود که در آن زمان کارایی خویش را از دست داده بودند . این ها که از جامعۀ اسلامی به گونۀ نمادین طرز تلقی روشنی نداشتند . بعید نیست که آگاهانه و ناآگاهانه افکار شان را در میان افت و خیز هایی از اسلام قشری یا اصلاحی و لیبرالیزم و مارکسیزم می یافتند . در حالیکه از لحاظ تیوری با هر دو فاصلۀ زیادی داشتند . شاید وقتی با توجه به جلوۀ دینی در مارکسیزم به تعبیر تاریخ یعنی خدا ، بهشت کمونیزم و دوزخ سرمایه داری، ایمان کمونیستی یک گام خود را نزدیک تر به کمونیز می یافتند تا لیبرالیزم و اما جنگ با کمونیزم سبب گردید که از آن به کلی بریده و اندکی ها خود در سایۀ کمک های غرب متمایل به لیبرالیزم تلقی می نمودند . این گونه افکار را تنها در یک یا دو تن از رهبران به ندرت می توان دید و نه در همه و شماری ها بیشتر سلفی فکر میکردند تا آشتی پذیر با جریان اصلاحی .
انحراف گروه های جهادی افغانستان درسطح داخل و بیرون از کشور بازتاب متفاوت پیدا کرد. جنبش های اصلاحی را بصورت عموم وارد بحران فکری و تاکتیکی نمود که حتا بر اهداف راهبردی آنان اثر گذاشت. دور تازه یی از بازنگری ها را در قلمرو های فکری آنان رونما گردانید . این بحران همراه با نوعی حیرت زده گی بود تا چگونه بتوان از وادی حیرت آن پا برکند . از این رو تانی آور هم واقع شد و نهضت های اصلاحی را برای تانی و تدبر بیشتر تا رسیدن به قرائت تازه وادار گردانید. از سویی هم شکست نهضت اصلاحی در موجی از توطیه های سنگین، راه را برای نفس کشیدن بیشتر گروه های سلفی باز نمود. سلفی ها با نشان دادن ضرب شصت خود به گرو های اصلاحی، زیر لطف سیاسی و مالی امریکا سر از نیام بیرون کردند . به مانور شدید پرداختند . با سرکوب و از صحنه رفتن گروه های انقلابی، زمینه برای گروه های سلفی فراهم گردید و توانستند تا با مانور بر سر سنت در نماد عمامه و ریش به زودی در میان طبقات ناخوان و کم سواد خوب بدرخشند . بدین وسیله توانستند تا در میان مردم راه پیدا کنند . این دو جریان هنوز هم به گونه یی در مقابل هم قرار دارند؛ گرچند این دو جریان چندان در میان گروه های جهادی افغان سره وناسره نگردیده است و هر کدام اصلاحی ها و سلفی های تیپ طالبانی آن افزون بر گرایش های سلیقه یی از دیدگاه های فکری کمتر از یکدیگر فاصله دارند.
یک زمانی امریکایی ها برای سرکوب جریان های اصلاحی سلفی ها را در آغوش گرفتند و حرکت های سلفی را به قیام وادشتند . در حالیکه این گروه ها با الگو گیری از سعودی ها کمتر تمایل به قیام های مسلحانه داشتند . امریکایی ها توانستند تا فتوای دولت سعودی را برای آنان بگیرند و وارد صحنۀ نظامی و سیاسی شان بسازند . امریکایی ها بدین باور بودند که با به قدرت رسیدن طالبان می توانند، نمادی از دولت سعودی را در افغانستان به تجربه بگیرند و اما در این بررسی ها نقش استخبارات پاکستان و کشور های منطقه را کم گرفته بودند که در نتیجه پیش بینی های شان درست از آب بیرون نگردید . شاید اگر ماجرا جویی های اسامه بر ضد امریکا در سفارت های تانزانیا و و بعد ها حادثۀ یازدهم سپتمبر به وقوع نمی پیوست، اوضاع سیاسی و نظامی جهان به گونۀ کنونی نبوده و طالبان به مثابۀ شاخ زیتون پیام رسانان خوبی برای امریکایی ها می بودند . در این شکی نیست که امریکایی ها با توجه به گرایش های سنتی طالبان و دشمنی آنان با ارزش های تمدنی غرب، بر آنها چشم لطفی میداشت؛ زیرا این ها می توانستند، حربۀ خوبی در دست امریکا برای سرکوب جریان های اصلاحی در شرق اسلامی باشد . چیزی که امریکا در آینده از آن نگران بوده و منافع راهبردی خود را در منطقه و جهان نسبت به ظهور و استقرار آنان به خطر می بیند . اما امریکا به گونه یی حرکت های سنتی طالبانی را به تعبیر نیک گرفته و آن را به معنای آب ریختن در آسیاب منافع دراز مدت خود تلقی میدارد . هرگاه طالبان حاضر به همسویی با امریکا شوند، امریکا مشکل خاصی با آنان نخواهد داست و از آنان به گرمی استقبال هم خواهد نمود . چنانچه در ابتدا از حکومت طالبان به گونۀ غیر مستقیم حمایت کرد و نماینده گان آنان را پذیرفت؛ زیرا حرکت قهقرایی و انحطاطی طالبان برای امریکا آسیب رسان نه که چراغ سبزی برای عملی شدن برنامه های آن در کشور های اسلامی است. اما رخداد های اخیر در حوزۀ حرکت های سلفی سبب یک سلسله تغییرات در روش های فکری و عملی آنان گردیده است . چنانچه شماری از آنان خود را داعی خلافت اسلامی دانسته و مدعی اند که خلافت اسلامی را در سطح جهان تاسیس میکنند؛ اما این خلافت جدا از خلافتی است که طرح آن راسید جمال الدین افغان ریخته بود. خلافت آنان شاید شباهت هایی با خلافت عثمانی داشته باشد که سید مخالف آن بود. در آخرین تحلیل عقب گرایی و انحطاط فکری آنان جاده صافکن برنامه های امریکایی در جهان اسلام است .
در این میان آنچه مسلم است، اینکه انحراف رهبران جهادی افغانستان سبب شد تا حرکت های طالبانی در جهان به جوش و خروش درآیند . یکی از علت اصلی انحراف گروه های جهادی افغان که خود را به شاخه های اخوان المسلمین منسوب می کردند، گسست های فکری آنان با جنبش اخوان المسلمین بود؛ زیرا جریان های اسلامی در افغانستان آگاهی لازم و کافی از اندیشه های رهبران اخوان نداشته و صرف با خواندن چند کتاب از مرحوم سید قطب اکتفا کرده بودند . در حالیکه اخوان در کنار سید قطب رهبران دیگری هم داشت که افکار شان بر جنبش اخوان اثرگذار چه که نقش تعیین کننده را داشت . بیگانگی های فکری رهبرای جهادی افغان از جنبش اخوان در واقع ازجمله عوامل مهم ناکامی آنها در افغانستان به شمار میرود که در نتیجۀ عدم آگاهی های درست از افکار اخوان المسلمین مصر ، نتوانستند پیروزی مجاهدین افغانستان را حفظ نمایند؛ گرچند سرازیر شدن هزاران داوطلب مسلمان عرب به صفوف مجاهدین افغانستان بی تاثیر در شکل دهی افکار رهبران جهاد و مجاهدین نبود و اما اوضاع رزمی کمتر فرصت رشد و شگوفایی افکار را میسر میگردانید؛ زیرا همه چیز تحت تاثیر رخداد جهاد و مقاومت در برابر تجاوز شوروی بود و اما باز هم نمی توان افکار بریگارد های اسلامی را ولو که خیلی ناقص هم بود در میان گروه های جهادی بی تاثیر شمرد . این اختلافات حوادثی را حتا در میان عرب ها نیز به دنبال داشت . چنانچه عبدالله عزام در نتیجۀ اختلاف دروی میان بریگارد های اسلامی عرب تبار به همکاری استخبارات پاکستان به شهادت رسید و بعید نیست که دست اسامه در عقب این رخداد بوده باشد . گفته می توان که اختلافات اصلی میان عرب های داوطلب فکری بود . عرب های هواخواۀ عزام بیشتر تمایل به افکار اخوان المسلمین و عرب های طرفدار اسامه و الظواهری گرایش های سلفی داشتند . گفتنی است که تاثیر پذیری افکار دو گونۀ اخوانی و سلفی در طیف های فکری عزام و اسامه و الظواهری چندان نیرومند و کارا نبود که سبب بالنده گی نهضت های جهادی شود. در نتیجه این نزدیکی هم نتوانست، زمینه را برای تکامل و پویایی جنبش های جهادی افغان میسر بسازد تا بالاخره همه چیز از هم پاشید و ثمرۀ جهاد مردم افغانستان ناشگفته ماند.
پیش از آن جنبش جهادی افغانستان به گونه یی متاثر از افکار اسلام گرایان نیم قاره، ایران و اخوان المسلمین مصر بود . شماری ها متاثر از اندیشۀ مودودی، اقبال، مفتی محمود، سرسید احمد و ...، شماری ها متاثر از اندیشه های مرحوم شریعتی، مطهری، خمینی، موسی صدر، خاتمی، ابوالحسن بنی صدر، جلال الدین پارسی، بازرگان و ناصر مکارم ... و شماری ها هم متاثر از افکار شهید حسن البنا، شهید سید قطب، محمد قطب، هضیبی، الکواکبی، یوسف طلعت و ... بودند . این ها توانستند تا بنیاد یک تفکر جدید را در شرق اسلامی بریزند و به مثابۀ پیشاهنگان متفکر و آکاه رسالت انسانی و دینی خوییش را در قبال باور های اعتقادی، کشور و مردم خود بجا نمایند . این ها بیشتر به فکر وحدت و همگرایی مسلمانان بودند تا به فکر نفاق و واگرایی . تلاش همگانی فکری شان برای وحدت جهانی اسلام متمرکز شده بود. در این شکی نیست که این ها انسان های با دردی بودند و از پی نجات مسلمانان و جهان بشریت برآمده بودند. باوجود یک سلسله کاستی ها کار های بزرگ فکری را انجام دادند و بر قشریت دینی بدرود گفتند . هر یک به نحوی کوشش کردند که اسلام را در دایرۀ وسیعتر از مذاهب مختلف به تحلیل بگیرند و راه همگانی پیروان اسلام را به سرچشمۀ زلال اسلام راستین پیوند ناگسستنی بدهند؛ گرچند شماری ها برای نیل به موفقیت با توجه به شرایط جامعۀ خود دیدگاه های خاص مذهبی خویش را فراموش نکرده اند . با این وجود هر کدام قمر هایی بودند که در یک منظومۀ بزرگ به دور آفتاب اسلام به حرکت در آمده بودند. بنیاد تفکر جدیدی را بنا نهادند و راه اندیشه را برای نسل های بعدی هموار گردانیدند. هرگاه آن مردان بزرگ کار های بزرگ فکری انجام نمیدادند، بدون تردید امروز دشواری های فکر مسلمانان بیشتر از این می بود . چراغی را که آنان روشن کردند، بر نفت آن باید افزود تا به مثابۀ نوری در نور درخشنده تر نورافشانی کند . تمامی نهضت های اسلامی به شمول نهضت اسلامی افغانستان متاثر از افکار آن مردان متفکر و با اراده بود و است .
به این ترتیب نهضت اسلامی افغانستان به گونه یی متاثر از افکار گونه گون اسلامی در اشکال نیم قاره یی با آمیزۀ افکار خلافت، ایرانی و مصری بودند که نتوانسته بودند، اندیشه های آنان را بصورت کامل هضم کنند و چهارچوبۀ تاویل های مختلف به نحوی پا در گل مانده و اسیر اندیشه های خود شده بودند؛ در نتیجه پای استدلال شان در زمینه از بار چوبین رهایی نیافته بود و در بستر افکار معجون اسلام گرایانه اسیر شده بودند . از سویی هم این ها نتوانسته بودند اندیشه های سنتی بومی دینی خود را با اندیشه های جدید اسلامی وفق برهند و در پرتو اندیشه های تازۀ به شفافیت و غنا برسانند. از همین رو بود که جنبش های اسلامی افغانستان بیشتر در بند سنت های دینی و ملی اسیر گردیدند و از اسلام بالنده و پویا محروم گردیدند . افکار اسلام گرایانۀ گروه های جهادی افغانستان که بخشی متاثر از اسلام گرایی نیم قاره، بخشی متاثر از ایران و بخشی هم متاثر از اخوان المسلمین مصر بودند . نه تنها افکار سه گانه در آن ها به قوام نرسید؛ بلکه در مرزی از اندیشه های بومی نیم قاره یی، بومی ایرانی – مذهبی و بومی اخوانی به گونه یی راه گم شدند . در جغرافیای ناپیدای باور های کهن و جدید خود حیرت زده شدند ودر وادی ناپیدای حیرت از داشتن اندیشه های سالم و یکدست اسلامی محروم گردیدند . در واقع در وادی افکار نقل نیم قاره یی متاثر از سعودی با آمیزۀ خلافت اسلامی، افکار عقلی ایرانی با آمیزۀ مذهبی وافکار عقلی مصری سرگردان و لالهان شدند . بی آنکه به نقل کامل و عقل کامل برسند. در میان راۀ عقل و نقل خود را گم گردند . از همین رو بود که هیچ کدام به استقلال فکری دست نیافته و نتوانستند، اسلام پویا و دینامیک را چراغ راۀ مبارزاتی خود بنمایند. این گم گشتگی ها بود که حتا بالاخره یکدیگر را گم کردند . چنان بر روی یکدیگر شمشیر کشیدند، کشتند و بستند که هرگز به حال نیامدند . این ها نتوانستند از افکار بالندۀ اسلام گرایان هر سه حوزه به گونۀ درست بهره مند شده و با تشخیص درد های واقعی جامعۀ خود نسخۀ درستی ارایه کننند . در حالیکه در افکار اسلام گرایان هر سه حوزه اندیشه های خروشان و شگوفای اسلامی موج میزد که پیام آور تحول دم به دم در راستای رستگاری مسلمانان بود . افکار عقلی این ها بر بنای آیت شریف"کل یوم هو فی شان" شکل گرفته بودند . بر اساس این آیت هر لحظۀ انسان مومن باید متفاوت از لحظۀ پیشتر بوده و انسان یک لحظه پیشتر با انسان یک لحظه بعدتر به کلی متفاوت بوده و در این دگرگونی ها افکار متحول را به استقبال می گیرد . از همین رو است که اسلام پویا ترین تفکر در جهان کنونی است . یکی از دلایل نفاق دوامدار میان گروه های جهادی افغانستان این بود که در هیچ زمینه یی به وفاق فکری نرسیده بودند و تا آخر هرگز به اجماع نرسیدند . از این رو کمترین گامی هم برای طرح یک برنامۀ مدون اسلامی برداشته نتوانسته و اندکترین کاری هم در این زمینه انجام ندادند . علت آن واضح است نداشتن یک تفکر مدون در رابطه به اسلام بود که بی اراده گی آنان را برای ساختن حکومت اسلامی به نمایش گذاشت . این ناتوانایی ها وناکارایی ها با انگیزه های تمامیت خواهانه و تکروانۀ آنان دست به دست هم داده و فاجعۀ ظهور طالبانی را بوجود آورد و دستاورد های مجاهدین افغان به تاراج طالبان این دست نشانده های استخبارات پاکستان رفت و جوش و خروش حرکت طالبانی را بوجود آورد. به تعبیر دیگر می توان گفت که ظهور مافیای جهادی در بدنۀ جنبش اسلامی افغانستان به مثابۀ زخمی ناسور نه تنها سبب ظهور طالبان گردید؛ بلکه بزرگترین دستاورد های جهادیان را در مقطع خاصی از تاریخ به تباهی و بربادی کشاند .
هرگاه جنب و جوش جهادی دهۀ هشتاد بصورت سالم پروریده میشد ، رو به سوی تکامل نهاده و به کمال میرسید . در چنین حالی دست مافیای جهادی هم از تحریف آن عاجز می ماند و در این جوش تا کنون تداوم پیدا میکرد ؛ زیرا پدیده ییکه به کمال برسد ، تداوم آن در تاریخ به اثبات میرسد . مافیای جهادی نه تنها مانع به کمال رسیدن جوش و ارزش های جهادی شدند و از تداوم آن کاستند ، از این هم بد تر دست در دست طاغوتیان دادند ، غنچه های نوشگفتۀ اسلام را ناشگفته و اسلام و ارزش های آنرا ناشگفته پرپر کردند ؛ ورنه این جنب و جوش با همان قوتی که ؛ آغاز شده بود، وحدت و هماهنگی را که در سطح ملی و حتا فراملی میان نیرو های اسلامی ایجاد کرده بود . با همان نیرو به کمال میرسید . طبیعی است که تداوم آن در تاریخ حتمی بود . مثلی که تاق کسرای کرملین را شکست ، بدون تردید تاق کسرای کاخ سفید را هم می شکست ؛ اما نفوذ نیرو های شیطانی و ظهور مافیای جهادی در رهبری و صفوف جهاد همه چیز را دگرگون و وارونهنمود .
۱۸ : ۱۰ صبح ٬ سوم اگست ۲۰۱۱