گسترش اندیشۀ وتحقق ناپذیری "نظام ایده آل" در جامعۀ بشری
در این زمان در شرق وغرب اسلامی بعد از عصر طلایی یونان دایرۀ تفکر و عقلانیت شعاع وسیعی را می پیمود و در هر گوشه وکنار سرزمین های اسلام دانشمندان و متفکران به پژوهش در بخش های گوناگون علمی ، فلسفی ، تاریخی وادبی می پرداختنئد . این در حالی بود که مردم در اروپا زیر افسار تفتیش عقاید کلیسا دوران تاریک و جمود فکری را سپری کرده و اندیشه های ارسطو بر آموزه های این دوره سایۀ سنگینی داشت . در اروپای آنزمان از جامعه و نظام سازی خبری نبود و دولت داری و سیاستمداری تنها حق کلیسا و حواریون آن بود و بس . هیچکس جرئت نداشت تا برای رهایی مردم از زیر بار اموزه های سخت گیرانۀ کلیسا سر بلند نمایند . چنانکه ابونصر فارابی از فلاسفه مشهور اسلامی الگوی اندیشه و نظام سیاسی را مدینه فاضله بر اساس بنیادهای فلسفی و سیاست را حاصل خدمات حاکم به مردم به منظور رسیدن به سعادت عنوان کرد "از دید فارابی حکومت خوب حکومتی است که بتواند افعال، سنن و ملکات اداری را که درپر تو آنها می توان به سعادت حقیقی رسید در مردم جای گزین کند و حکومتی که سعادت پنداری ایجاد میکند ریاست جاهلی یا حکو مت جاهلیت است".
کار های خستگی ناپذیر فارابی ها بود که زمینه های تحیقیق و پژوهش را در حوزه های گوناگون علمی و فلسفی و عرفانی برای ابن سینا باز نمود و او در کتاب السیاسته به مباحث پیرامون سیاست مدنی و کشور داری پرداخته است و در رسالهٔ "فی اثبات النبوت" فلسفه بعثت پیامبران را ارایه داده است و درکتاب یاد شده به مراتب زیر تا کید نموده است :
هدف نهایی یک جامعه مدنی و سیاسی را رسیدن به سعادت می داند
برای وحی و نبوت بعد سیاسی قایل است
قانون و سیاست را دو ستون اصلی جامعه متمدن به حساب آورده است
پیامبر را تنها کسی می داند که میتواند قانون گذار و سیاست مدار جامعه باشد.
در رسالهٔ فی اثبات النبوت نوشته است :
پیامبر ان با سیاست و فن مدیریت و مردمداری که داشتهاند، امور مادی مردم را سامان دادند و به یاری مکتب فلسفی الهی زندگی معنو ی را برای مردم کمال بخشیدند.
3 ـ ابوحامد غزالی (25) ازمتفکران معروف و بر جسته اسلامی است. غزالی در کتاب احیاً العلوم ، پیرامون دین بصورت کامل دید سیاسی داشته و دین را سیاسی برشمرده و سیاست را کار دین میداند . از نظر غزالی زنده گی اجتماعی انسان را وابسته به صنعت کشاورزی، پارچه بافی ، بنایی و سیاست میداند که مهمترین این صنایع و فنون سیاست است . از دید غزالی تفکیک میان علم دین و سیاست امری نا ممکن است
ابنرشد در دوره یی كه فلسفه در عالم اسلام با نوشته شدن تهافتالفلاسفه رو به افول نهاده و در غرب عالم اسلام، تفكر فلسفي و عقلاني با ظهور افرادي مانند ابن باجه ونگارش تدبيرالمتوحد و همچنين ابن طفيل و نگارش حي بن يقظان او، مسير شكوفايي و پيشرفت را طي ميكرد، يكي از وظايف اصلي خود را دفاع از موضع فلسفه و تفكر عقلاني در برابر برخي از گرايشهاي خام صوفيانه و كلامي تشخيص ميدهد.
وی با نوستن کتاب " فصلالمقال في تقرير مابين الحكمه و الشريعه والشريعه و الحكمه من الاتصال" (26) که پیش از نوشته شدن کتاب "تهافت الفلاسفه نوشته شد ، به دفاع از عقل و فلسفه وبررسی رابطۀ وحی و عقل پرداخته است . از کاربرد واژه ها در عنوان این کتاب مانند مقال به معنای گفتن و فصل الخطاب به معنای حکم قاطع و رد ناشدنی آشکار است که وی تلاش کرد تا با دلایل واضع و قاطع به دفاع عقل و فلسفه بپردازد و با بیانات آشکاری رابطۀ وحی و عقل را ارایه کند .
وی همچنان به مسایلی پرداخته است كه شارع در باره آنها سكوت كرده است . وی خاطر نشان کرد که که انسان بايد در آنها انديشه كند؛ به گونۀ مثال وقتي عقل با خودش دچار تعارض شود، مشكل را چگونه بايد ازميان برداشت . وی دراین کتاب گفتمانی دارد كه به باور او نه دين آنچنان ساكت است كه فقط به سخنان عقل گوش فرا دهد و نه عقل آن قدر ناتوان است كه كاري جز تأييد سخنان دين يا بصورت احتمالی سخنان منسوب به دين از دست آن برنیاید .
به نظر او هر انسان دين دار حق دارد تا به تفكر عقلي و فلسفي بپردازد و به يك فيلسوف تمام عيار تبديل شود . گرچه او با این پرسش که آيا دين محصولات عقل بشري را كه برخي از آنها همان نظريات فلسفي هستند به رسميت ميشناسد و یا خیر ، سخت روبرو شد ؛ ولی کوشید تا با طرح این که "كار فلسفه تأمل و بررسي موجودات عالم است" ؛(27) البته بدین باور که تأمل و بررسي موجودات عالم موجب افزايش شناخت انسان نسبت به خداوند ميشود و هر كاري كه موجب شناخت بهتر صانع يا خداوند شود، در شرع واجب است؛ زيرا خود شرع انسانها را بر اين امر ترغیب كرده است. پس از نظر او پرداختن به فلسفه از نظر شرع واجب است.
وی با کشف قياس عقلي از آیت قرآن کریم (28)در قالب قياس برهاني ارسطو كه نسبت به قياسهاي خطابي، جدلي و مغالطی ، يقينبی ترين و كامل ترين نوع قياس است ، به اثبات دلایل خود پرداخته است .او باور دارد که اصول دين در ابتداي كار با حجيت عقل و قياس برهانی به اثبات رسیده است . ولی شماری از فقها تلاش های او را برای توجیۀ فقهی ، با استفاده از منطق ارسطو زیر سوال قرار داده اند . با آنهم بدون تردید کتاب های "تهافت الفلاسفه" غزالی و "تهافت التهافت" ابنرشد از مهمترین كتابهایی هستند كه در تاریخ فلسفه اسلامی به رشته تحریر درآمدهاند. از این هم بیشتر ، شماری ها معتقد اند كل فرهنگ اسلامی تحت تأثیر كتاب غزالی قرار دارد.
وی بر خلاف ابن سینا كه سعی داشت از آرای ارسطو و فلسفۀ یونان در جهت چهارچوب فكری خود استفاده كند ، تلاش کرد تا تنها مفسر ارسطو باقی بماند. ابن رشد با همه تلاش های ارجمندش برای بالنده گی عقل و فلسفه ، بویژه آشتی دهی وحی و عقل ورابطه میان این دو ، در کار های تحقیقاتی و بررسی های فیلسوفانۀ خود پیرامون آرای ارسطو و دیگر فلاسفۀ یونان نسبت به ابن سینا عقب تر گام برداشت .
او که زندگی پر از فراز ونشیب را همراه با تبعید ها تا سال 595 پیمود ، شرحهای مختصر و تفصیلی بر آثار ارسطو نوشت که بنا بر دسترس نداشتن كتاب "سیاست" ارسطو بر كتاب "جمهوری" افلاطون شرحی به عبری نوشت كه از این شرح ترجمه هایی به زبان انگلیسی و عربی موجودهستند .
وی توانست ، این نكته را روشن نماید كه میان اندیشه های ارسطو و شرحهای آن تفاوتی وجود دارد و هم او در كتاب "تهاف التهافت" كه جوابی است به كتاب "تهافت الفلاسفه" غزالی ، وارد بحثهای مهم در فلسفه اسلامی پیرامون رابطه میان خدا و جهان گردید ؛ ولی اندرین راه با دشواری های زیادی روربرو شد که از جمله كاربرد اشتباه آمیز او استفاده از ابزارهای فلسفی است. یعنی استدلالهای این فیلسوفان از معیارهای معتبر فلسفی كه خود فلسفه مشخص می كند تبعیت نمی كنند و دیگر این كه نتایج حاصل از كار فلسفی آنان با آموزه های اسلامی در تعارض قرار گرفته اند . این در حالی است كه فیلسوفان می خواهند وانمود كنند كه فلسفه آموزه های اسلامی را تایید میکند . به گونۀ مثال ابن رشد برای پاسخ به دانشمند ارجمند اسلام غزالی دست به استدلال فیلسفی زده است . در حالیکه غزالی با تقریرهای درست استدلالهای فلسفی سعی نمود تا به ابطال فلسفه بپردازد . او در این راستا از همان اصول فلسفی یی استفاده كرد كه مخالفانش ( فیلسوفان) به كار می گرفتند.
این رشد در حالی به این کار همت گماشت که كه فلسفه در شرق عالم اسلام با نوشته شدن کتاب "تهافتالفلاسفه" رو به افول نهاده در غرب عالم اسلام ، تفكر فلسفی و عقلانی با ظهور افرادی مانند ابن باجه ونگارش "تدبيرالمتوحد" و همچنين ابن طفيل و نگارش "حي بن يقظان" او، مسير شكوفايي و پيشرفت را طي ميكرد . کتاب اولی (29) که با الهام از اوضاع ناهنجار سیاسی محلی و محیط آنروز گار در غرب اسلامی نوشته شده بود . به این تاکید دارد که تدبیر امور جهان زمانی صورت پذیر است که فرد مدبری به تدبیر امور کشوری بپردازد . به نوعی جامعۀ ایده آل تحت حاکمیت یک انسان آگاه و مدبر اشاره کرده است . البته کمتر به وجۀ ساختاری آن توجه کرده است . کتاب دومی که به شکل خیالی زنده گی
در منابع یونانی نیز حکایت مشابهی توسط حنین بن اسحاق مترجم عرب از زبان یهودی یه زبان عربی ترجمه شده است و احتمال می رود که پیدایش این داستان مربوط به ادوار و افکار نو افلاطونی و هرمسی باشد ؛ ولی ابن طفیل اولین حکیم مسلمانی بود که روح جدیدی در کالبد این داستان دمیده و از آن بطور کامل جهت تبیین موضوعات عقلی و فلسفی بهره گرفته است که در قالب داستانی دین و فلسفه را نه در طول یکدیگر ؛ بلکه در عرض هم ارایه کردها است ؛ به نحوی که آدمی می تواند یکی از آن دو را برای رسیدن به حقیقت انتخاب نماید و از سویی هم فلسفه را بهره و نصیب عقل و دین را شان عوام پنداشته است . وی شیوۀ عقلانی را یگانه وسیلۀ انتقال اگاهی به دیگران دانسته و حال آنکه در روش شناخت شهودی هیچگونه وسیله یی برای بیان تجارب خود از حقیقت موجود نبوده و جز آنکه به صور خیال و تمثیل متوسل گردید.
او (30)در این کتاب ارایه کرده است که فلاسفه حق ندارند که حقایق فلسفی را با مردم عادی در میان گذارند و با عوام باید تنها به زبان دین سخن گفت . وی در جایی از این کتاب نوشته است : "عامه مردم را تنها می توان از طریق دین آمیخته تمثیلات و معجزات و تشریفات و عقوبتها و پاداشهای اخروی به التزام اخلاقی و اجتماعی سوق داد و صرفا از این راه است که آنها را می توان به سلوک اخلاقی در زندگی ترغیب نمود". به هر حال حی بن یقظان این نتیجه ناخوش آیند را امکان پذیر می سازد که بشر بدون استعانت از وحی نبوی نیز می تواند در پرتو بینش معنوی به فلاح علوی نایل گردد. به عبارت دیگر نوعی معنویت معطوف به عقلانیت را تصریح کرده است . به این تاکید دارد که بشر در پرتو وحی الهی و بینش عقلی نه تنها به فلاح اخروی ؛ بلکه به رفاۀ دنیایی نیز نایل می آید . به نوعی امکانات آشتی پذیری میان وحی و عقل و دین و دنیا را گوشزد کرده و و رستگاری انسان را مرهون هر دو میداند .
گرچه این داستان ریشه در فلسفۀ نو افلاطونی دارد که از برخی عناصر مکتب فیثاغوری و کیش جین و آیین زردشت نیز برخوردار می باشد ؛ ولی قصه حی بن یقظان به روایت ابوعلی سینا، سهروردی ، ابن طفیل و قصه سلامان و ابسال به روایت ابو علی سینا ، ابن طفیل ، خواجه نصیر، محمود بن میرزا علی ، عبدالرحمن جامی ... اشاره به "عقل فعال" دارد که صوفي زاهد را برای وصول به مراد یاری میرساند .
این رساله شرح حال پیری است از پیران اورشلیم که به حی بن یقظان موسوم بودهاست. یقظان کلید همه دانشها را به هدف رسیدن به مراد اخروی و دنیوی در دست دارد . (31)
ابن خلدون بر اين باور است که انسان بصورت طبیعی ویژه گی مدنی دارد بدين معنا که به شکل ذاتای و فطری موجودی اجتماعي است . بنا براين جوامع انساني به شکل طبيعي به وجود مي آيند؛ نه بر اساس قرارداد اجتماعي و مانند آن.
از ديد گاه ابن خلدون (32)زندگی باديه نشينی بر زندگی شهری پیشی دارد و دارای اصالت ها و ارزش هايی است که در زندگی شهری وجود ندارد . او زندگی باديه نشينی را اصل و گهواره اجتماع و تمدن و اساس تشکيل شهرها و جمعيت ها تلقی کرده است . وي برای اثبات اين ادعای خود، از دو روش عقلي و استقرايی سود جسته و مي نويسد :"باديه نشينی بمنزلۀ اصل و گهواره یی برای شهر ها و تمدن ها است و پیشتر از شهر نشينی است ، زيرا نخستين خواسته های انسان نیاز ها و ضرورت های او است و اين خواسته ها به مرحله کمال و تجمل و رفاه نمي رسد مگر هنگامی که و سايل ضروری به دست آيد ". خواستی که هرگز در جامعۀ بشری برآورده نخواهد شد ؛ بلکه با تحول جوامع بشری متنوعتر و بیشتر میشود . ابن خلدون مي خواهد اين مسأله را ياد آور شود که انسان تا زمانی که در مسير برآوردن نياز های اساسی خود تلاش می کند به فکر تن آسايی و تجمل گرايی نمی افتد . وی می نویسد : بادیه نشینان به نسبت عدم بر آورده شدن آرزو های شان به شهر ها کوج مینمایند و در شهر ها اقامت مي گزينند . از اینکه زنده گی شهری قيود و محدوديت هایی دارد که انسان ناگزیر است ته بدانها گردن نهد تا در مقابل قوانين و مقررات حاکم بر روابط انسان ها در زنده گي شهری تابع و تسليم باشد ، به همين سبب باديه نشيناني که به شهر می آيند ابتدا تند خويی و خشونتی را که لازمه زندگی باديه نشينی است، به همراه دارند ؛ اما به مرور زمان به نرمخويی گرايیده و به آداب و مقررات زندگي شهری تن می دهند .
ابن خلدون به گونه یی به تکامل جامعۀ بشری اشاره کرده و دورنمای تکامل جامعۀ بشری را مرهون سعی وتلاش انسان ها دانسته که با هر گام تازه به تازه سفر نوی را آغاز و بنای جدیدی را برای جامعۀ بشری ریخته اند . به یک چیزی که او خیلی صریح اشاره دارد ، همانا درنده خویی های انسان است که هم از دید انسان شناختی و مردم شناختی وی پرده برمیدارد و هم به گونه یی به تکامل عقلی انسان در پروسۀ تکامل بشری اشاره دارد که تحول و دگرگونی در دایرۀ شعور او به معنای قرآنکریم تا صدرۀ تکامل ادامه دارد . به باور او تکامل شعور انسان ضمانت پایداری برای ساختن جامعۀ ایده آل انسانی است . البته این رفاۀ مادی و معنوی انسان را در چنین جامعه یی مرهون عقل در روشنایی وحی عنوان کرده است .
گفتنی است که پیش از رنسانس در اروپا که برابر بود به عهد شگوفایی علم و فلسفه ، تاریخ ، ادب وهنر درشرق و غرب اسلامی ، بیشتر دانشمندان مسلمان به بحث های سخت کلامی و فلسفی پرداخته و وقت خود را صرف مطالعات و کاوش های فلسفی نمودند که کمتر به مسایل اجتماعی توجه کرده و به نیاز های واقعی مردم پرداختند . ازهمین رو بود که فلسفۀ اجتماعی و علوم اجتماعی در شرق اسلامی کم رنگتر جلوه کرد و پژوهش های اندک مردانی مانند ابن رشد و ابن خلدون در حوزۀ تاریخی و اجتماعی و شماری مانند مانند رازی ، ابن موسی و دیگران در حوزۀ علوم ساینس و ریاضی نتوانست حلال مشکلات جوامع اسلامی شود . یکی از عوامل مهم رکود فکری در شرق و عقب مانی کشورهای اسلامی از قافلۀ تمدن و تحولات آینده شاید ناشی از پرداختن به چنین بحث ها بوده که در بسیاری موارد به مزاح حکام وقت هم برابر بود ؛ زیرا زمامداران عیاش و خود نگر قرون وسط اسلامی بیشتر به خود وتوجه داشتند و به صلاح مردم و کشور هرگز نمی اندیشیدند . بنابر این کار های فلسفی هم خمی بر ابروی آنها نمی آورد و از کار های علمی شماری اندیشمندان مسلمان هم استفادۀ شخصی وابزاری میکردند . ازآنرو در بعضی مواقع با آن سر مخالفت نداشتند ؛ ولی زمانیکه می فهمیدند ، کار تحقیق و پژوهش به ساختار و چگونگی جامعه بویژه تغییرات بنیادی بر می خورد . این حکام بصورت فوری دست به کارشده وجلو هر نوع بالنده گی را در این زمینه می گرفتند . چنانکه ما شاهد شکنچه ها ، بستن ها ، کشتن ها ، نمد بستن های شخصیت هایی در قرون وسط اسلامی هستیم که به جرم مخالفت با نظام حتا به پای دار رفته اند و به نمد ها بسته مالیده شده اند . بنا براین در چنین شرایط کمتر علما و فلاسفه به مخالفت با نظام بر می خیزند و چه رسد به اینکه اندیشه های انقلابی و ایده آلی را برای دگرگونی نظام ارایه نمایند . شماری ها که کارهایی دراین راستا نموده اند ، خیلی اندک و ناچیز است که بازهم گویای این واقعیت است که بشر در هرزمانی تشنۀ تحول ودگرگونی بوده و در پی تلاش ساختن نظام ایده آل انسانی بوده است . از سوی دیگر میدانیم که تغییر و به خواهی نیاز درونی انسان است که در هر زمانی او را برای ایجاد دگرگونی ها در جامعه واداشته است . این دگرگون خواهی و دگر اندیشی در طول تاریخ سرخط مبارزات مبارزین و سربداران تاریخ در هرزمانی بوده است . با قبول دشواری ها شتابان و بی هراس از پی تحول تپیده و با بریدن قید و بند ها قامت افراشتۀ آزادی خواهی و عدالت پسندی را بر افراشته تر گردانیده و درخت تنومند آگاهی و عقلانیت را آبیاری کرده است . گرچه در بسیاری موارد این تلاش ها نقش بر آب گردیده و به ثمر ننشسته است وزمانی هم که به پیروزی های مقطعی دست یافته است ، بصورت شگفت آوری به چپاول رفته و در شکار زورمندان و قدرت خواهانی قرار گرفته که با همه ادعای انقلابی گری ، انقلاب وارزش های آنرا به معامله گذاشته و با به باد دادن سر های سبزی ، در جنگ بیرحمانۀ مدهب بر ضد مذهب دستاورد های خونین انسان مظلوم را به قربانی گرفته اند . از وسوی دیگر نوخواهی و نوپذیری تازه به تازۀ هر نسلی عاملی بوده که انقلابیون پیشین را از انقلابیون جوان و تازه به دوران رسیده جداگردانیده است . تحول زمانی و پیشرفت های بشری در حوزه های گوناگون تفاوت آرمانی را به بار آورده که درنتیجه سبب ایجاد فاصله میان نسل کهن انقلابی ونسل نوین گردیده است . در واقع این تفاوت است که راه آوردش انقلاب های جوشان اعم از سرد و گرم ونارنجی وسفید در کشورهای مختلف جهان بوده است .
با همه دشواری هایی که اندیشمندان شرق و غرب در هر مقطعی از تاریخ به آن مواجه بودن جریان اندیشه از شرق به غرب در سال های 3 هزا ر سال پیش از میلاد زمان شگوفایی تمدن کلده و بین النهرین ، از غرب به شرق بعد از ظهور اسلام و دوباره از شرق به غرب در عهد رنسانس یک امر مسلم بوده دانشمندان شرق و غرب از اندیشه های متحول متکامل یکدیگر بهره میگرفتند و گویی از شرب دمادم آن سیراب میشدند . چنانکه بر بنیاد اندیشه های افلاطون ، نوافلاطونی ها در اسکندریه نوعی وحدت وجودی را بوجود آوردند که بعد ها "داوید فون دینانت" نوعی اندیشۀ وحدت وجودی را در غرب بوجود آورد . در حالیکه از وی در شرق اندیشۀ وحدت وجودی در قلمرو عرفان اسلامی بر بنیاد " همه اواست" در بغداد اسلامی شکل یافته بود که بایزید بسطامی و منصور حلاج اولی با گفتن :مااعظم الشانی" و دومی با گفتن " انالحق" زمزمۀ بی هراس وحدت وجودی را سر دادند و در این راه آنقدر عاشقانه گام نهادند که با عالمی از شور به سوی شفق رویداد های سرخی شتافتند و با همه مهر و طغرۀ بی سرانجامی ها با پذیرش واسکت بری های بیرحمانه ، شوریده و خندان جان دادند .
در اينجا بود که با ظهور اندیشۀ وحدت وجودی در غرب ، به معنای اینکه مادۀ خاص ، ازلی و گوهری یی سرچشمۀ هستی است و بالاخره در یک روند سیلان به گونۀ نو به نو در زایش و پویش است . با شگوفایی اندیشۀ شدن پیهم مادۀ ازلی به معنای سرچشمۀ هستی ، در نتیجه نظر شکل(صورت) در مغرب زمين هم در برابر ماده بازنده شد . موسس این نظر در غرب "داوید فون دینانت" بود که افکار او در غرب ساليان متمادی بیهيچ تاثير و نفوذی باقی ماند و آتش بوته های هيزم تفتيش عقايد آنها را در خود سوزاند . برخورد آنها با دوران نوزايی نابهنگام بود. تنها با ظهور جوردانو برونو بود که پيامدهای آن آشکار شد. اما تماسش را با گذشته میشد با نوک انگشتان لمس کرد، تماسی که با ابوصبرون، فيلسوف اسپانيايی – يهودی ميان ابن سينا و ابن رشد برقرار میشد، اويی که داويد فون دينانت را با برونو پيوند داده بود، حتی پيش از آنکه آنها حتی پا به صحنه گذارند. ابو صبرون قرن يازدهم همان شاعر مديحه سرايی است که بنام سلمان ابن جبرئيل مشهور بود و سالها او را از تبار اعراب میشماردند و جوردانو برونو هم او را به همين تبار میدانست و حتی بيش از ابن سينا و ابن رشد بر او ارج مینهاد و از او نقل میکرد. انديشمندی که اثرش "چشمه حيات" بر دايرهی فرهنگی يهودی- عربی تاثير اندکی برجای میگذاشت، اما بر خلاف آن در محافل مسيحی و مرتدين هواخواهان زيادی داشت. آری چپهای ارسطويی، که ابن سينا سر سلسلهی آن بود و در دوران اعتلای خود در نزد "ابوصبرون" به طرز شگفت آوری با چپهای نوافلاطونی ارتباط برقرار کرد ، بگونه یی که مفهوم رازناکی چون "مادۀ هوشمند" فلوطين ، را جنبۀ الهی بخشيد و آنرا قاطعانه بصورت ماده جهانگستر درهمه لايههای جهان جاری کرد. اين امر پيش از اين در کتاب"فلسفۀ مشرق زمين" ابن سينا مورد توجه قرار گرفته بود، و به همراه اثر ابو صبرون، بر داويد فون دينانت و پيروانش تاثير گذاشت ؛ اما ابو صبرون قاطعانه تر از ابن سينا "مادۀ جهانگستر" را به مثابۀ زمينه و بنياد جوهری به هم پيوستگی و يگانگی هستی جهانی می دانست که خرد و جسم را به هم پيوند میداد که از سنگ تا عالی ترين خرد نوعی بشر، يعنی "خرد عام" همه مالامال از مادۀ يگانه و برتر از شکل هستند وتنها مشيت الهی را عاری از آن میدانست . پیروان او مادۀ طبيعی خاص قایم به ذات را ماده یی میدانستند که رنگی از مادۀ عام طبيعی ، مادۀ عام آسمانی ، ماده عام جسمانی و ماده عام روحانی را در خود دارد . بدين ترتيب علاوه بر ماده طبيعی خاص چهار نوع مادۀ عالی هم وجود دارند که همه هم گوهرند و بدون استثنا يگانگی و وحدت جهان را تامين کرده اند . بدون تردید اين پيام يگانگی جوهر مادی جهان بوسیلۀ افکار عرفا و فلاسفۀ "وحدت گرای مشرق زمين" با آمیزه های طبیعی اش بگوش "وحدت وجودی" اروپايی رسيده است که فرمول داويدی"Omnia in materia" idem" "مويد اين امر است.
هرچه باشد ماده و تحول آن یک حقیقت انکار ناپذیر و عینی است و اینکه این تحول به کجا می انجامد و بشر در شاهراۀ تکامل آن چه فراز و فرود ها را خواهد پیمود ، بحث درازی است که هنوز سرنخ آن چندان گشوده نشده و اندیشمندان مختلف در این راستا بحث های استدلالی زیادی کرده اند . با توجه به روش های ریالیسم در فلسفه ماده واقعیتی است انکار ناپذیر و تحول آن به سوی کمال هم یک امر مسلم و دانستنی است که تحول و تکامل با عنایت حرکت جوهری بصورت خود به خودی که ویژه گی ذاتی ماده شناخته شده است ، سر و سامان می یابد . با این تعبیر حیات هم از ویژه گی های حتمی ماده است که از آن رنگ گرفته و به آن رنگ میدهد ، در زیر چتر قانونمندی عام هستی که از خدا آغاز و به خورد ترین زره پایان می یابد ، به گونۀ خاصی هدایت می شود و از همه مهمتر مسألۀ پیوند تنگنا تنگ ماده و حیات بحیث مضمون اصلی فلسفه از دیر زمانی ذهن فلاسفه و علما را به خود مصروف گردانیده است . همه به این متفق اند که ماده و حیات دو پدیدۀ در هم پیچیده و بهم بسته اند که یکی بدون دیگری معنایی ندارد و اینکه ماده از حیات منشا گرفته و یا حیات از ماده و یا اینکه هر دو در روند تکامل هستی همزمان و یا متفاوت از یکدیگر شکل یافته اند و یا آفریده شده اند . بحثی است خیلی دشوار که در شماری موارد پای استدلال را نیز چوبین میسازد . بعید نیست که روزی دانش بشری از این سراپردۀ اسرار پرده بردارد و شاید هم نه . به هر حال هرطوری که باشد ، ماده متحول است و انسان اگر به مثابۀ جوهر ماده شانخته شود ، در این تحول نقش کلیدی دارد و هر تحول در بار و بنه ماده ارتباط مستقیم با دستان توانای انسان داشته و دارد . ولی یک چیز خیلی جالب است ، اینکه با وجود دخیل بودن دستان توانای انسان در این روند ، در بسیاری موارد کنترول این روند از چنگش رها شده و حتا بر ارادۀ او مسلط می شود . از همین رو است که بسیاری اندیشمندان نسبت به تکامل نامحدود و خود بخودی تمدن های بشری نگران اند و بیم از آن دارند که مبادا این تکامل بالاخره انسان را به قربانی بگیرد . چنانکه امروز ما بصورت بیرحمانه یی شاهد به قربانی گرفتن انسان مغرب زمین از سوی تمدن آن هستیم که گویا هر آن دارد ، انسان مغرب ز مین را به قهقرا می کشاند .
از آنچه گفته آمد ، تحول ماده امری حتمی و انکار ناپذیر است ؛ ولی اگر این تحول مهمیز نگردد ، بالاخره از کنترول خارج میگردد . با این گفته نقش انسان در تحول و تکامل ماده حیثیت کلیدی را پیدا مینماید و تنها دستان توانای انسان است که با مال اندیشی های اگاهانه عادلانه ترازوی تحول و تکامل را با دستان توانای خود بر افراشته نگاه دارد .
از ارسطو (33)و ديگران بدینسو همه بالاخره به اين نتيجه رسيده اند که اشکال حادث (نوپیدا) اند و تعينی و قابل رویت هستند ، البته این ویژه گی را برای ما ده و تقدم آن بصورت باالفعل تا رسیدن به کمال ازلی برشمرده اند . همۀ این تحول در راستای کمال برای ماده در نظر گرفته شده است ، نه آن چيزهايی که ما در حقيقت درباره آن میتوانيم ادعا کنيم که گوهر و طبيعت نيستند ، بلکه چيزهايی هستند که از گوهر و طبيعت برمی خيزند . اما او زمانی که از ماده و گوهر سخن میزند ، میگوید ماده چيزی است ضروری ، ابدی و اصلی الهی .
برونو با پذيرش اين آموزه ها ، که ماده در کيهان به غايت امکان خود رسيده است، ابن سينا و ابن رشد را به ياری میطلبد . آنها هم به ماده - شکل به چنين خصوصيت تامی نگاه میکردند ؛ اما اين ايستايی کرانمند مادۀ به غایت رسیده دلالت به نوعی ایستایی مینماید که با مادۀ هر آن در حال دگرگون شدن منافات دارد . این استایی در نزد برونو چشمگيرتر است تا در نزد سایر پیپروان ارسطويی و ارسطو . چرا که اگر مادۀ آبستن اشکال مدام در حال دگرگونی به غايت خود رسيده باشد ، ثابت بماند نزد برونو پيرو کپرنيک و يا کيهان شناسان پيرو نظریۀ آبستن بی انتهای اشکال بودن مسأله بگونۀ ديگر جلوه گر میشود که با دید فيلسوفان قرون وسطا به کلی متفاوت است . شماری ها بدین باور اند ؛ چون ابن سينا و ابن رشد در درون نظام بطلميوسی میانديشيدند ، رابطۀ ماده- شکل آنها از این دیدگاه عليرغم باور به "طبيعت خلاق" هنوز شکل سلسله مراتبی در داخل کرۀ جهانی داشت . در حالیکه برونوی پيرو کپرنيک ، متفکر ابديت جوشان ، مادۀ کيهانی خود را آن چيزی می دانست که میتوانست باشد ؛ البته با اين برهان که در کل گيتی بايد همه امکانات تحقق يافته باشد ؛ یعنی او رابطۀ ماده – شکل را تحقق یافته در سطح هستی میدانست . گرچه دید ارسطويی کشش ماده را بسوی شکل ، با خود کفایی ماده که اولی خاصیت شکل دهی محدود ودومی هم دامن بیکران خلقت است ، ناسازگار دانسته و از همین رو مادۀ اشکالی را که هر روز پیهم شکل خود را تغییر میدهد ، به چشم خوب نمی نگرد .
روایتی از ناباوری ها برای آینده در جغرافیای فساد قدرت در کابل
مردم افغانستان بعد از سقوط طالبان با خوشباوری های بیش از افزون انتظار داشتند که هر چه زود تر امنیت در سراسر این کشور تامین و در نتیجۀ استقرار صلح و ثبات ، بهبودی زودهنگام اقتصادی را توقع داشتند . این باور زمانی در میان مردم این کشور پایدار تر شد که جامعۀ جهانی اعطای کمک های ملیارد ها دالری را برای این کشور وعده سپرد . این امید واری ها درمیان وعده های ناتمام جناب کرزی مانند پارچه های سنگین یخ آب گردیدند و به آب یاس آلود وانزجار آوری مبدل شدند که اکنون نه به مثابۀ دریای توفانی فساد ؛ بلکه به گونۀ بحر بیکران فسق و فجور در سراسر کشور به حرکت در آمده و مانند سیلاب طغیانی و خانه براندازی حتی آبرو و افتخارات تاریخی این ملت را جاروب مینماید .
اکنون که فساد اداری در افغانستان به اوجش رسیده و به گواهی نشریۀ سازمان بین المللی شفافیت این کشور با داشتن 1.3 امتیاز در مقام دوم را کسب نموده و دولت افغانستان در مسابقۀ فساد مدال نایب قهرمانی را حاصل نموده است . کمک های 32 ملیارد دالری جامعۀ جهانی در این کشور حیف و میل شده و نه تنها 8 ملیارد دالر آن که به دولت تحویل داده شده در گرداب فساد اداری دولت محو نشده بلکه بیشترین این کمک ها بوسیلۀ کمپنی ها وموسسات خارجی به باد فنا رفته وتنها کمتر از ده در صد آن در پروژه های بازسازی افغانستان به مصرف رسیده است . اینکه به چه دلایلی این کمک ها بصورت مجموعی به دولت افغانستان سپرده نشد یا دست کم صلاحیت بازپرسی این پول ها به دولت افغانستان داده نشد و شاید بهانه هایی از قبیل نبود ظرفیت انسانی اعم از متخصصان و کار آگاهان اقتصادی و فنی نتواند ، دلایل کافی برای خود داری جامعۀ جهانی از دادن پول ها به دولت افغانستان باشند . این موضوع جریان پیچیده یی است که تا حال چندان سر کلافۀ سر در گم آن پیدا نیست ؛ اما از میان این همه هیچ مدانم های مرموز میتوان گفت که یکی از دلایل روابط تنگا تنگ مقامات غربی با کمپنی ها و قراردادی های خارجی است که از دست داشتن مقامات غرب در عدم پرداختن این پول های کمکی به افغانستان پرده برمیدارد که برخواسته از بورورکراسی خیلی پیچیدۀ مغرب زمین است و رسانه های غربی به خوبی پرده از روی آن برمیدارند . چنانکه نیویارک تایمز(1) به دنبال چشم اندازی بر مراکز خارجی ها با دیوار های بلند نظر افگنده ، نوشته است که افغان با دیدن اینها به حیرت می افتند که آیا اینها برای آبادی وتامین امنیت درکشور شان آمده اند . درحالیکه هشت سال از سقوط طالبان میگذرد . هنوز این کشور از جملۀ عقب مانده ترین کشور ها است . این روزنامه به دامه نوشته است ، پول هایی که وارد افغانستان می شوند چهل درصد آن بصورت فوری ازافغانستان بیرون می شود و بیشتر آن برای قرار دادیان خارجی داده می شود . معاش یک کارمند ادارۀ یک کارمند انکشاف بین المللی امریکا در افغانستان 300 مرتبه بیشتر از معاش یک معلم افغان است . تنها بیست در صد از این کمک ها در افغانستان به مصرف میرسند .
نه تنها روزنامه نگاران غربی بلکه مقامات ارشد غربی نیز بر حجم گستردۀ این فساد معترف هستند . چنانکه معاون کمیسیون مالی اضطراری جنگ سنای امریکا (2) گفت : شمار قرار دادیان امریکایی درافغانستان 74 هزار است . سنای امریکا از کار این قرار دادیان شاکی بوده و از حیف ومیل شدن پول ها بوسیلۀ این قراردادیان سخن گفته و افزود ، قرار دادی هایی که وارد پایگاۀ امریکایی ها می شوند ، باید ازلحاظ امنیتی مورد کنترول قرار بگیرند . فساد غربی ها در افغانستان آنقدر گسترده است که حتی پای مفتشین بلند رتبۀ آنرا برای پیجویی فساد در افغانستان به این کشور کشانده است . چنانکه آرنولد فیلدس (3)مفتش امریکا در افغانستان در امور بازسازی گفت : هدف ما از این بررسی حساب گیری از 40 ملیارد دالری است که برای افغانستان مالیه دهنده گان امریکایی مالیه داده اند و نباید این پول ها حیف ومیل شوند . ما برای حساب دهی و بررسی فساد کار مشترک می کنیم . امنیت ، حکومت خوب و ... جامعۀ جهانی باید برای محو فساد کار نمایند : صد تن لیستی از مامورین فاسد ترتیب شده است.
هرچه باشد ، فساد گستردۀ خارجی ها نمی تواند ، دلیل واقعی و قانع کننده برای رفع مسؤولیت دولتمردان افغانستان باشد ؛ زیرا دولت افغانستان با توجه به منافع مرد م این کشور مسؤولیت داشت تا آخرین تلاش های خود را برای ملتفت گردانیدن خارجی ها برای اعطای پول به دولت افغانستان به خرج میدادند که ندادند ، زیراکه مقامات دولتی افغان ها زد و بند هایی با کمپنی ها و موسسات بین المللی داشتند که با عقد قرار داد با آنها حق خویش را از آنها میگرفتند و به این ترتیب بخشی از این پول های به تاراج رفته بوسیلۀ خارجی ها به جیب مقامات ارشد افغان افتاده است . گذشته از اینکه مقامات افغان در بخشی از قرار داد های نظامی و غیر نظامی بویژه وزارت دفاع ، وزارت داخله و ریاست امنیت ملی با خارجی ها از آنها حق گیری میکنند . چنانکه خبرگزاری پژواک به نقل از خانگل کارگر (4)نمایندۀ مردم پروان موضوع قرارداد 31 عراده وسایط زرهی را افشا کرد که از سوی یک کمپنی شخصی روزانه به پنجضد دالر به افسران عالی رتبۀ وزارت دفاع طور قرار داد سپرده شده است . محمد نعیم دیندار رییس تفتیش و کنترول وزارت مالیه گفته است که تماس هاییکه در این زمینه با مقامات وزارت دفاع گرفته اند . مفتشین وزارت دفاع گفته اند که این وسایط زرهی از سوی گروپ های نظامی امریا به اردوی افغانستان سپرده شده اند که اسناد چنین قرار داد در وزارت دفاع وجود ندارد . نظر به این گزارش معاش پنج ماهۀ یک سرباز برابر است به کرایۀ یک روزه موتر زرهی یک جنرال افغانی این خبرگزاری به ادامه نوشته بود که به احتمال زیاد همچو قرار داد ها در وزارت داخله ، امنیت ملی ، کمیسیون مستقل انتخابات و ... زیاد موجود باشند .
تنها این موارد نیست ؛ بلکه موارد زیادی اند که حاکی از دست داشتن مقامات افغان در فساد مشترک اداری جدا از فساد اداری داخلی است . به گونۀ مثال میتوان از قرار داد هایی می توان یاد آور شد که بوسیلۀ سایر وزارت های سکتوری وغیر سکتوری مانند وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی ، وزارت انکشاف دهات ، وزارت معارف و شاروالی کابل در تبانی با کمپنی ها شرکت ها و موسسات انجویی بین المللی صورت گرفته است و هر کدام در برابر عقد قرار داد ها با شرکت های داخلی و خارجی به نحوی پول رشوه گرفته و یا به گونه یی در فیصدی سهم آن شرکت شریک شده اند . چنانکه واشنگتن پست (5)از عدم شفافیت در عقد قرار داد مس عینک با یک کمپنی چینایی سخن گفت که در روند آن ابراهیم عادل وزیر معادن و صنایع 30 ملیون دالر رشوه گرفته است . اما عادل هرنوع اتهام را رد کرده و از شفافیت در این قرار داد سخن گفت . وی علاوه نمود که پروپوزل این قرار د اد از سوی بیست تن متخصص بررسی شده که 6 تن از کارشناسان معادن این وزارت نیز شامل آن است و بعد تر بوسیلۀ 6 تن نماینده گان ولسی جرگه نیز بررسی شده که بعد از آن از سوی کرزی به توشیح رسیده است .
از این گونه زد وبند ها در وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی با شرکت های مخابراتی زیاد سخن گفته می شود . هم چنین مواردی وجود دارد که حاکی از دست داشتن سایر مقامات افغان در زمان ماموریت شان در فساد مالی واداری است . چنانکه صبغت الله سنجر(6)رییس استرتیژی وپلان ریاست جمهوری درمصاحبه باتلویزیون شمشادکه درشب دوم دلوبه نشررسید، به مطلبی اشاره کردکه ازشنیدن آن موی براندام انسان راست میشود. آقای سنجردربخشی ازصحبت هایش گفت مامجبورهستیم ، بعضی ازواقعیت هارابایدافشاکنیم واگرامروزافشانکیم فردابایداین کاررابکنیم وآن اینکه " دروقت عهده داری وزارت مالیه آقای اشرف غنی احمدزی ، مبلغ یک صدملیون دالرازکمک های بانک جهانی به حساب شخصی شان انتقال شده که دولت افغانستان ازچگونگی استفادۀ ویاانتقال آن به حساب دولت معلومات ندارد". هر گاه حساب رشوه ها و اختلاس های پیهم در وزارت حج واوقاف باز گردد و دوسیه های پرحجم فساد اداری که گویای آشکاری بر دست داشتن وزیران و معینان سابق این وزارت در اختلاس است ، ورق زده شود و حساب دارایی های منقول و غیر منقول متصدیان گذشتۀ این وزارت که زبانزد خاص و عام است ، برملا گردد ، در اینصورت شاید بتوان گوشه یی از فساد اداری را در این وزارت مقدس مشاهده کرد . گرچ این وزارت یک وزیر و یک معین (7)را در گذشته به جرم فساد اداری قربانی داده است . زیارت بیت الله هر سال از این وزارت قربانی میگیرد . چنانکه در سالجاری چکری (*)سرپرست این وزارت نیز متهم به فساد اداری شد و رسانه ها امر دستگیری او را از سو مقام ریاست جمهوری منتشر کردند . اتهامات بر او زمانی بالا گرفت که دوتن از نزد دو تن کارمندان (8)این وزارت در هنگام بازگشت از سعودی 360 هزار دالر امریکایی که در قطی های بیسکویت جابجا شده بود ، از سوی امنیت ملی مصادره شد و عاملین آن دستگیر گردید .
این گفته ها جدا از آن تارج ها و چپاول هایی مانند غضب و فروش صد ها جریب زمین های شخصی و دولتی توسط قوماندانانی مانند امان الله گذر ، حاجی صفی الله ، مولانای سیدخیل و شماری دیگر در یک زد وبند مافیایی به فروش رسیده و این روند در اکثر نقاط افغانستان به شمول شهر کابل هنوز هم ادامه دارد . امروز در محاکم افغانستان صد ها دوسیه وجود دارند که در الماری های محاکم افتاده و داغ خستگی های مدعی ها و بی باز خواستی قاضیان کرام در آنها خود نمایی دارند که به گونه یی سیاه ترین کارنامه های مقامات دولتی را از گذشته تاکنون به نمایش گذاشته اند . این دوسیه ها جدا از آن دوسیه های کلان و خیلی افتضاح بار اند که گوشۀ نمایانی از این رسوایی های انکار ناپذیر و غیر قابل پنهان هنوز هم در سیمای خانه های "شیر پور"( که بنام چور پور زبانزد خاص و عام است ) به مثابۀ میخ های زشت و کریه در قلب تپندۀ "قلعۀ تاریخی شیرپور" جلوه مینمایند و به گونه یی دستان مقامات بلند دولتی را در فساد آشکار مینمایانند و هر نقل محفل هر خبر نگار خارجی بوده و حتی توجۀ سفرا و مقامات ارشد غربی را به خود جلب نموده است . چنانکه سفیر امریکا(9) : خانه های شیرپور نشان میدهد که به چه میزانی مقامات دولتی در فساد دست دارند ؛ زیرا بیشتر این خانه ها به مقامات دولتی تعلق دارند .
روزنامه های واشنگتن پست وهرالدتریبیون (10): ازحجم فساداداری درافغانستان پرده برداشته ونوشته است که دراین کشوربرای اشغال هرپست فرماندهی پولیس دست کم صدهزاردالر، برای اجرای قباله یی 25 هزاردالروبرای انتقال کاروانی باید 6هزاردالررشوت پرداخته شود و افزوده است که دراین فساددست کسانی بیشتردخیل است که درشیرپورکاخهاوویلاهااعمارکرده اند وعلاوه کرده است که دارنده گان کاخهای شیرپورراازجمله کسانی اندکه دست آنهاتاشانه دراین فسادغوطه وراست . این روزنامه هاامریکارابه نقد گرفته اندکه چگونه دولت فاسدی رادرافغانستان موردحمایت خودقرارداده است ؟ وحتا اوباما رییس جمهورجدیدامریکاراهشدارداده اند تا رویکرد تازه یی را در این کشور در پیش گیرد ودرغیراین صورت اوناگزیرخواهدبودتادراین کشوردربرابردوجبهۀ خطرناک یکی فساداداری ودیگری طالبان قامت راست نماید. درحالیکه هردوجبهه کمرسلف اوراچنان خمیده کرده است که اوباماراناگزیرکرده است تادراین رابطه احتیاط رادرپیش بگیرد. چنانکه او گفت وگوباتلویزیون سی ان ان(11) به انتقادازسیاست های یک جانبه وجنگ طلبانۀ بوش ، اقدام نظامی راروش مناسبی دربرخوردبادیگرکشورهاندانسته وافزوده است که مردم امریکاازرییس جمهورخودانتظاردارندکه امنیت آنهاراتامین کندوامریکاراازانزوابیرون آورد .
اسوشیتت پرس (12): حضور جنگ سالاران در گسترش فساد درافغانستان نقش دارد . این شبکه از دو معاون کرزی فهیم و خلیلی یاد کرد که جنگ سالاران اند و از دوستم یاد کرد که وی دو هزار تن را در کانتینر ها به قتل رسانده است . افزوده است : اینها که پول های زیادی از طریق چپاول دارایی های مردم بدست آورده اند . ناتو چگونه می تواند بر حکومتی اعتماد کند که در راس آن چنین آدم هایی باشد که نظام آن به ضرب المثل فساد تبدیل شده است .
هرگاه حساب بی خبر گذاشتن حامدکرزی در امضای اسنادیکه حاکی از بد ترین نوع فساد اداری در افغانستان است ، به این لیست افزوده شود . این نه تنها نشان دهندۀ سر نخ فساد در ارگ ریاست جمهوری است ؛ بلکه بر این حرف مولانا مودودی صحه میگذارد که گفت "پشه ها به اطراف کثافات جمع می شوند" . چنانکه روزنامۀ هشت صبح(13) مطلب سندی تایمز را بدست نشر سپرده که آقای کرزی فرمان اعمار اپارتمان را در محل کامپلکس کتابخانۀ عامۀ کابل برای میرویس "عزیزی" مالک عزیزی بانک صادر نموده است .
این گونه حیف و میل ها با توجه به کمک های 32 ملیارد دالری جامعۀ جهانی به افغانستان شاید حرف هایی به گونۀ مشت نمونۀ خروار بوده و خیلی خورد تر از آن حیف و میل هایی باشند که هنوز سر نخ آن برملا نگردیده است و شاید به ملیارد ها دالر نیز برسند . ممکن سرنخ فساد چنان در این کشور عمیق و گسترده است که بصورت فراگیر به پای هر مقام دولتی بویژه مقامات ارشد دولتی شامل وزرای سابق و برحال و بالا تر از آنها گرۀ ناگسستنی خورده است . از سوی این فساد چنان پیچیده و گسترده است که شاید دریافتن سرنخ آن کار ساده یی نباشد و بعید به نظر میرسد که ادارۀ جدید ایجاد شده برای مبارزه با فساد از عهدۀ آن بیرون شود و حتی ترس آن میرود که این اداره هم بالاخره قربانی مبارزه با فساد شده و کارمندان آن با کوله باری از فساد بر دوش لنگ لنگان در قافلۀ مفسدین دیگر به حرکت در آیند . زیرا در فساد اداری افغانستان دست مافیایی و خطرناکی دست دارد که به مجرد پیدا کردن رد پای یکی نه تنها حلقه های زنجیره یی دیگر فساد را از چنگال قانون فرار میدهند ؛ بلکه مجرمی را که مانند دزد با پشتاره گرفته شده ، نیز از چنگ قانون میر هانند . فساد در دولت افغانستان چنان بزرگ است که شکل فراملی را به خود گرفته و دست مقامات فاسد در دستگاۀ دولت در دست فاسدانی در آنسوی مرز ها هستند که در مقامات بالایی قرار دارند . بنا براین بعید است که به این خوشباوری ها امید وار برای برچیدن فساد در افغانستان بود . ترس آن میرود که این هیاهو به مثابۀ "ماۀ عسلی" برای دورۀ جدید کرزی باشد و چند روز بعد تر با خاموش شدن صدا های فساد در غرب پیرامون افغانستان ، به تدریج صد ها اینجا هم خاموش گردد و گویا ساحل که آنجا ها آرام است ، اینسوی ساحل آرامتر از آن خواهد بود .
مسآلۀ محو فساد زمانی در افغانستان شگفت آورتر به نظر میرسد که تبصره های رسانه های داخلی وخارجی در مورد معاونان جدید کرزی (14)بخصوص مارشا فهیم مانند گرزی سنگین به گوش ها طنین انداز میگردد . چنانکه هیلری من لورت مشاور سابق امنیت ملی امریکا (15)در گفت و گو با شبکۀ فرانس پرس گفت : مارشال فهیم یکی از معاونان کرزی که در کار قاچاق مواد مخدر دست داشته و هم در قتل مسعود متهم است . وی هم چنان از دست داشتن گل آقا شیرزوی در کار و بار مواد مخدر سخن گفت . و افزود که کرزی بعد از ملاقاتش با او در برابر انصراف او از نامزدی وعدۀ مقام وزارت را از سوی کرزی بدست آورد . وی هم چنان از هم پیمان دیگر کرزی از دوستم یاد آور شد که در قتل وتیر باران 2 هزار طالب دست دارد ، یاد آور شد که با آمدن خود در کابل بعد از خروج او از کابل ، حامیان خود را برای رای دادن به کرزی ترغیب کرد و کرزی هم برایش وعده داد که یکی از حامیان او را وزیر مقرر خواهد کرد . او هم چنان از برادر کرزی احمدولی یاد آور شد که در کار قاچاق مواد مخدر دست دارد و امریکایی ها خواهان خروج او از مقامش در قندهار شده اند . وی از قول خبرنگاری گفت که کرزی هیچگاهی حاضر نیست تا در مورد برادر خود با رسانه ها گفت و گو نماید .
هر گاه این حرف ها مغرضانه تلقی شود ، چگونه ممکن است کار نامه های آقایان مانند فهیم و امثال او را در گذشته های زمامداری اش نادیده گرفت و برهمگان آشکار است که درنتیجه فشار او بود که شاروالی کابل ناگزیر به توزیع زمین های شیرپور برای مقامات ارشد دولتی گردید . چنانکه کرزی در اوایل سال جاری در جمعی از فرهنگیان گفته بود : فهیم شخصیت خوبی است ؛ اما کار بدی که کرده در غیاب من فرمان توزیع شیرپور را صادر کرده است . توزیع شیر پور از سوی او برای شماری زورمندان که سبب تخریب این قلعۀ تاریخی شد و اکنون خانه های این محل به مثابۀ زخم خونینی در سینۀ کابل خود نمایی داشته و از جمع سیاه ترین کارنامه های دولت کرزی در است . این حرف کرزی (16)که به فهیم گفت : "زه تا نه شم ساتلی اوته غواړې چې وزیران هم ستا په خوښه وټاکل شي" ممکن نیست اشک های خونینی را در چشمانی خشک نماید که به جبر و زور بوسیلۀ بصیر سالنگی از خانه هایشان از محل شیرپور بیرون رانده شدند . (17)
در این شکی نیست که ضعف و ناتوانی کرزی زمینۀ فساد را در داخل کشور هموار گردانید و دست خارجی ها را برای فساد بیشتر در این کشور درازتر گردانید . چنانکه اولین گام درجهت رفع فساد در افغانستان برکناری تمامی هیأت رهبری سفارت های خارجی ، موسسا بین المللی ، سازمان های اقتصادی ، سازمان های اطلاعاتی و متخصصان نظامی را خواهان است ؛ زیرا اینها مراکز اصلی ا ختلاس کمک ها هستند و دست این ها بیشتر در فساد اداری افغانستان دخیل است . این ها در یک سلسله زد وبند ها با قرار دادی های داخلی و خارجی پول های کمک شده به افغانستان را حیف و میل نموده اند (18). این بدان معنا نیست که با مسؤول فساد خواندن دیگران نقش پای جناب حامد کرزی را در فساد نادیده گرفت و او را بری ذمه دانست ؛ زیرا او بحیث مرد اول قدرت در افغانستان در برابر مردم این کشور مسؤولیت بیشتر دارد . سخن معروفی است که در زمان حضرت عمر برای قطع دست دزدی از او مشورت می خواستند . اولین حرف عمر این بود که چگونه می توان دست دزدی را به جرم دزدی قطع نمود که من امیر المومنین هستم . هرگاه شما در پی پیاده شدن عدالت در جامعه هستید ؛ اول دست من را ببرید . با ابراز این حرف چگونه می توان زمامداری را بری از مسؤولیت در قبال حوادث گوناگون بویژه فساد بزرگ مالی و اداری در این کشور خواند .
حامد کرزی با این همه دشواری هاییکه به آن روبرو است . آیا تغییر اساسی یی در ساختار دولت ایجاد خواهد کرد ویا به قول معروف همان آش خواهد بود و همان کاسه ؟! این ذهنیت پس از آن در مردم افغانستان جان تازه گرفت که حامد کرزی برای چهارمین بار مراسم تحلیف را بجا آورد و باز هم مانند گذشته برای مردم افغانستان تعهد سپرد که برای محو فساد در این کشور جنگ زده و ویران مبارزۀ جدی مینماید این وعده را او در حالی برای مردم میدهد که مردم او را رییس جمهور قدرتمندی ندانسته و خاطر نشان کرده اند که دشواری های زیادی در پیشروی او قرار دارد . چنانکه او (19) در دور دوم انتخابش بریاست جمهوری افغانستان گفته بود : فساد بزرگترین دشمن این ملت است . به هرطریق ممکن باید این لکۀ بدنامی را ازدامن افغان ها پاک نمایم . و هم او (20)بود که گفت : تمام بانک های جهان از دولت مردان افغانستان پراست و هر کدام در خارج دو سه خانه دارند . او(21) این حرف ها در آنزمان هم به قوت جامعۀ جهانی گفته بود : زور جهان در پشت ما است حالا که ما کار نکنیم ، چه وقت کار خواهیم کرد .
مقام های غربی از بسکه حرف های او را غیرعملی یافتند و گوش دادن او را به حرف ها و ناشنیده گرفتن آنها را دلیلی برای بی تفاوتی های وی پنداشته وگفتند : کرزی مانند فیل مرغ سر خود را پایین میگیرد
اکنون که آب از سر او یک نیزه بلند تر رفته و فشار جامعۀ جهانی سخت بر شان های او سنگینی دارد و به گفته اشپیگل آنلاین (22): کرزی چنان زیر فشار است که او خود را بحیث حاکم مستعمرۀ قرن هژده احساس می نماید . به ادامه از اسماعیل خان یاد کرد که جنگ سالار است و کرزی برای استفاده ازنفوذ آن در غرب افغانستان ا وی پیمان بسته است . درحالبکه امریکا نمی خواهد او در کابینۀ کرزی جای داشته باشد . این روزنامه از برادر کرزی نیز یاد آور شده که در کارمواد مخدر دست دارد و خاطر نشان کرده است که شاید وی سفیر افغانستان در دوبی شود . این روزنامه از دوستم نیز یاد کرده که در کشتن دوهزار طالب متهم است . این روزنامه از فهمیم نیز یاد آور شد که او در کار مواد مخدر دست دارد . او باید در دادگاۀ لاهه به محاکمه کشانده شود تا از قدرت برکنار گردد و به نقل از هیلری کلنتن نوشته است که هرگاه چنین کاری نشود ، امریکا برای حفظ فشار بر او ویزای دخولی برایش نخواهد داد . این روزنامه از قول رابرت نیومن سفیرسابق امریکا نوشته است که هرگاه امریکا افغانستان را ترک نماید ، پاکستان را هم از دست میدهد . بنا براین او گفته است ، امریکا که میگوید : چنین میکنم و چنان میکنم حرفهایی بیش نیستند .
آیا کرزن توان مبارزه با اینقدر دشواری ها را دارد و توانایی برداشتن بارگرانسنگ را که غرب بر دوشش گذاشته است ، در خود دارد یا اینکه مردانه ایستاد خواهد شد و خواهد گفت : این سنگ را که بردشته نتوانستم ، بهتر است تا آنرا در جایش بگذارم . هر گزنه ، این جرئت بزرگی می خواهد ؛ زیرا "نه" گفتن در برابر قدرت تهور می طلبد که چند درجه بالاتر از جرئت است . آنهم قدرتی که از پی بسا رسوایی های تقلب زا بدست آمده است یا اینکه حالا که دور آخر او است ، باید مصالحه را کنار گذارده و جدی کار نماید ؛ زیرا او در گذشته برای بقای خود از مصالحه استفاده کرده است و پس اکنون کمر را محکمتر از گذشته بسته و ادارۀ جدید " مبارزه با جرایم سنگین" را که به حمایت مالی امریکا و بریتانیا ایجاد کرده است و به قول اتمر وزیر داخله (23) این اداره هشت ماه پیش تشکیل شده و هیچ مامور عالیرتبۀ دولتی نزد آن معافیت ندارد و مقام هایی از وزارت داخله ، امنیت ملی و سارنوالی در راس این اداره قرار خواهند داشت ، یاری صادقانه خواهد نمود .
وبه پیاده شدن این گفتۀ هیلری کلنتن که در گفت وگو با بی بی سی گفت : برای بررسی فساد اداری در افغانستان باید یک کمیسیون مستقل تحقیقات نماید . این کمیسیون جرئت داشته باشد تا نام های مقامات فاسد افغان را افشا نماید . ویسا ، شمارۀ 1061 ، 16 نوومبر به چه میزانی حواصلۀ فراخ و دست توانا دارد . به چه میزانی مدعی العموم کشور را که اکنون به گفتۀ رسانه ها چهل دوسیه مربوط به مقامات ارشد دولتی و به قول سارنوال محمد اسحاق الکو (24)پانزد دوسیه در حال تحقیق اتهامات وارده بر سه وزیر برحال (25)و 12 وزیر سابقه در اداره های سارنوالی موجود هستند ، یاری خواهد کرد . با فیصله شدن این دوسیه ها و سپردن مجرمان به چنگال قانون دست کم بار کوچکی از فساد برداشته خواهد شد یا خیر این هم مانند گذشته یک سناریوی بیش نبوده و در یک بازی دیگری بر آن نقطۀ پایان گذاشته خواهد شد . از همه مهمتر اینکه او برای محو فساد با چالش های عجیبت خانواده گی(26)نیزدچار است . برای جمع کردن بساط فساد در افغانستان اول باید از خانوادۀ خود آغاز نماید . کاری که برای او دشوار تر از همه باشد .
این در حالی است که
هفته نامۀ فارن پالیسی (27)به نقل از مقام سابق وزارت خارجۀ امریکا نوشته است : شیوۀ جدید امریکا در افغانستان چیزی نیست ، جز "فساد" وخرابکاری . واشنگتن می خواهد با دادن پول و رشوه با طالبان وسران قومی جنگ در افغانستان را مهار نماید . در حالیکه موفقیت در افغانستان تنها تا زمانی پایدار می ماند که پنتاگون به طالبان دالر های مالیه دهنده گان توزیع کند .
این کار ها همه بدون مشورۀ کرزی صورت میگیرد و به مشوره های امریکا در اصل وقعی نمی گذارد . از همین رو است که کارشناسان تهدیدات کرزی را برای رفع فساد در افغانستان سوال برانگیز خوانده ونوشتند ،
سرمقالۀ واشنگتن پست (28): هرگاه اوباما در جنگ افغانستان پیروزی می طلبد ، باید برای کرزی گردن بنهد . در غیر اینصورت بدنامی کرزی به نفع واشنگتن نیست و واشنگتن هم حق واکنش بالمثل را در راستای شکایت از او ندارد .
از این گفته ها پیدا است که آقای کرزی برای محو فساد در کشوری مانند افغانستان نظاره گری بیش نخواهد ماند . کشوریکه به گونۀ تیاتر خونین با موج های آتش دست و پنجه نرم کرده و آدم های در خون تپیدۀ آن تنها غم رهایی خود را دارند و دغدغۀ مسؤولیت پذیری نسبت به دیگران را از دست داده و یا در حال از دست دادن هستند . با آنکه این آدم ها در نزدیکترین قدم های خود جمعی کثیری از کودکان به خون خفته و بیجاره را می بینند و بدون ازندکترین توجهی که سرنوشت فردا های آنها بر دستان آنها خواهد بود ، از آنها به سرعت فرار می کنند تا باشد که با شعار بی مایۀ "من زنده جهان زنده ومن مرده جهان مرده" بسنده کرده و با ریختن آب بی تفاوتی ها بر روی خود به بهانۀ فرار از حادثه گویا بر خود اتمام حجت نمایند . و چه رسد به اینکه تفنگداران حادثه ساز این تیاتر خونین را ترک گفته و با تیر اندازی بروی سوگواران حادثه ، بازی دیگری را بیاغازند . بالاخره این حادثه که برنده ندارد ، همه بازنده اند و تنها برگ برندۀ مقطعی بدست کسانی خواهد بود که با منتهای بی تفاوتی ها و بی عافطفگی ها توان ترک کردن را در آغاز داشته و کلاه ها را بر سر گذاشته و ثروتهای به تاراج رفته را با خود برده و سالم از حادثه می پرند .
این در حالی است که امریکایی ها واروپایی ها کمک های ملکی خود را برای افغانستان به شکل مشروط اعلام کرده و برای کرزی هشدار داده اند که هرگاه در ظرف شش ماۀ آینده جلو فساد اداری را در افغانستان نگیرد و نظام را از وجود مفسدین پاک نسازد . این ها تمامی کمک های ملکی شان را به افغانستان قطع خواهند کرد . در این شکی نیست کرزی با توجه به سازش های گذشته اش با قاچاقبران مواد مخدر ، مافیای فساد و اختلاث ، چنین توانایی را نداشته و حتی دور از توقع است . بالاخر خارجی ها فشار های بیشتری را بر وی تحمیل خواهد کرد که در این پهلوانی بیشتر مردم افغانستان بازنده خواهند بود . در این روند مردم افغانستان مانند جوی در زیر دو سنگ آسیاب خورد و خمیر خواهند شد و بس
در این میان آنچه مسلم است ، اینکه امروز یا فردا نیرو های خارجی از افغانستان را ترک خواهند کرد که پیامد آن به مراتب خونین تر از ورود آنها خواهد بود . این ها به هر نحوی که افغانستان را ترک نمایند ، پس منظر آن خالی از فاجعۀ دردناک نخواهد بود که پیامی جز خون و آتش چیز دیگری نخواهد داشت . بعد از خروج آنها اوضاع در این کشور به مراتب پیچیده تر از امروز خواهد شد و فصل نامیمون تازه یی در این کشور حاکم خواهد گردید که حتی امروز نمی توان حجم فاجعۀ آنرا پیش بینی کرد . در شرایط کنونی که اوضاع دست کم در بخشی از کشور بصورت نسبی عادی بوده و در این بخش فعالیت هایی برای استقرار صلح میتواند موثر واقع شد که در این مدت کار مهمی برای تامین صلح صورت نگرفته است . پس در صورتیکه فردا سراسر کشور را خون وآتش فرا بگیرد ، در آنصورت همه چیز از کنترول خارج خواهد شد و هیچ کس نخواهد توانست ، کمترین کاری را برای استقرار صلح و ثبات در کشور انجام بدهد . این کشور سال های دردناک دیگری را سپری خواهد کرد تا با وقوع رویداد استثنایی شبۀ حادثۀ یازدهم سپتمبر تحول خاصی در این کشور رونما گردد .
یاد داشت ها :
1 - رادیو آزادی ، اخبار صبح ، سوم اکتبر
2- رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 4 نوومبر
3 - رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 14 نوومبر
4 - ویسا ، شمارۀ 1063 ، 18 نوومبر
5 - رادیوآزادی ، اخبار شام ، 19 نوومبر
6 - اختلاس یک صدملیون دالر؛ اتهام یاواقعیت !؟، جریدۀ شهادت ، شمارۀ 14
7 - جند سال پیش مطلبی نوشته بودم زیر عنوان " معامله گری دلالان در حج بیت الله" که گوشه یی از زد وبند های فساد را بوسیلۀ هیأت بعثه در سعودی نشان میداد . این مضمون بعد از نشر در جریدۀ " اصلاح ملی" متصدیان این نشریه از سوی مقامات آنوقت وزارت حج و اوقاف تهدید شد که گویا القاعده هستند و بر ضد دولت کار مینمایند تا بالاخر در سال بعد تر از آن معین آن وقت این وزارت به جرم فساد مالی و اختلاس به سه سال حبس زندانی گردید و بدون تکمیل شدن حبسش جناب حامد کرزی او را عفو نمود تا اختلاسگران و رشوه گیران مانند کرم های چسپیده به بدن حاکمیت چاقتر و فربه تر شوند .
* - سندی تایمز : دستور گرفتاری دو وزیر از سوی کرزی به اتهام فساد صادر گردیده است که این جدیت او را در مبارزه با فساد نشان میدهد . با ز رسان ادارۀ مبارزه با جرایم سنگین افغانستان که از سوی ماموران پولیس بریتانیا و امریکا سرپرستی می شود ، شواهد کافی را در مورد اتهام آقای چکری وزیر حج و اوقاف بدست آورده است . این روزنامه از یک وزیر دیگر هم یاد آور شد که نام آن افشان نشده است . سندی تایمز زمانی این گزارش را پخش کرد که یک جنرال افغان به اتهام اختلاس ملیون ها دالر دستگیر شده است .
به اساس برخی از منابع موثق که به 8 صبح گفته اند ، در جریان مراسم امسال چهارصد شرکت در داوطلبی برای انتقال حجاج شرکت کرده بودند که بیست شرکت برنده شناخته شد . منابع موثق می گویند که برخی از این شرکت ها صرف در بدل پرداخت پول موفق به دریافت سهمیۀ انتقال حجاج شده است . در همین حال شایعاتی وجود دارند که آقای چکری به برخی از شرکت ها ی برنده گفته بودند که آفر های شان ( پیشنهاد های شان ) را زیر قیمت های تعیین شده از سوی دولت تعیین نمایند . گفته میش شود که همچنان وی دست این شرکت ها را ستاندن پول بیشتر از حجاج باز گذاشته بود و گفته بود که درموقع گرفتن پول بیشتر از خود سندی برجا نگذارند. در همین حال یکی از نزدیکان رییس جمهور کرزی روز گذشته به 8 صبح گفت که کرزی با بازداشت صدیق چکری به اتهام اختلاث وشوه ستانی موافقت کرده است ؛ اما دستور داده که بازداشت پس از پایان روند حج صورت بگیرد . "فساد در وزارت مقدس" ، 8صبح ، شمارۀ 732 ، 23 نوومبر
8 - این کارمندان این پول را از بخش کرایۀ اتاق های حجاج افغانی به کابل انتقال دادند که شاید در نتیجۀ یک سلسله زد و بند های پنهان میان مقامات این وزارت و مالکان اتاق ها بدست آمده است.
9 - رادیو آزادی ، اخبارصبح ، 17 نوومبر
10- رادیوآزادی ، 3 جنوری ، اخبارصبح
. 11- اقدام نظامی روش مناسبی دربرخوردباکشورهانیست ، ویسا، شمارۀ 800
12 - رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 13 نوومبر
13 - حکم شماره 3303 مورخ 19/5/1388 رییس جمهور که در پی در خواست میرویس عزیزی بانک ملاحظه شد :
شاروالی کابل و وزارت انکشاف شهری :
از آنجاییکه در پلان تفصیلی مرتبۀ سال 1365 ساحۀ سفید نشان داده شده بنا براین به منظور تشویق هر چه بیشتر سرمایه گذاران و احیا و بازسازی کشور نقشه و پلان تفصیلی ساحه را غرض اعمار تعمیر مورد ضرورت میرویس عزیزی که در آن پیاده رو و ساحۀسبز مورد نیاز ومعادلت آن با عمارت های ساحه متذکره در نظر گرفته شود ، ترتیب ، طی مراحل و اجازۀ اعمار داده شود .
این در حالی است که که معینیت فرهنگی وزارت اطلاعات و فرهنگ طی استعلام شماره 2179 مورخ 17/8/1387 به شاروالی کابل چنین می نگارد :
قرار اطلاع تعمیر سابقۀ عزیزی بانک که در پهلوی تعمیر موجودۀ کتابخانۀ عامه موقعیت دارد در ماستر پلان آینده شهر کابل برای اعمار بک کتابخانه مدرن در ن ظ گرفته شده است . برای این که کتابخانه های عامه بتواند در حصۀ ملکیت مذکور سندی داشته باشد.
بدین وسیله موضوع احتراما نگاشته می شود تا از اعمار کتابخانه دراین ساحه وزارت اطلاعات و فرهنگ را در جریان قرار داده ممنون سازید .
بااحترام
محمد ضیا افشار
مشاور بخش فرهنگی و سرپرست معینیت فرهنگی
درنهایت دیپلوم مهندس امین الله سرپرست ریاست طرح و تطبیق پلان مهای شهری شاروالی کابل در جواب به استعلام معینیت فرهنگی وزارت اطلاعات و فرهنگ نوشته است :
به ملاحظۀ پلان تفصیلی مرکز شهر مرتبۀ سال 1365 باید متدکر گردید که در ساحه مورد نظر فریب چهار راهی ملک اصغر ی کامپلکس به شمارۀ 30 بنام کتابخانه عامه شامل پلان بوده که کتابخانه عامه فعلب و یک قسمت همجوار ساحه فعلی مربوط به عزیزی بانک را احتوا مینماید و در آن کتابخانه عامه در نظر گرفته شده است .
آنچه که به روزنامۀ هشت صبح رسیده است . رییس جمهور از جریان آگاهی نداشته وهم شعبات ذیربط از دادن اطلاعات به وی خود داری کرده اند . آیا بی توجهی به ماستر پلان شهر کابل وپلان تفصیلی مرتبۀ سال 1365 که ساحه مذکور را کتابخانه در نظر گرفته است ، خود یک نمونۀ فساد نیست ؟ سهل انگاری و بی توجهی به ماستر پلان شهر کابل در فرمان رییس جمهور ، مرکز تجارت بجای کتابخانه ، آیا واقعا شهر چهار ملیونی کابل به یک کتابخانه عامه مجهز و مدرن نیاز ندارد ، 8صبح ، شمارۀ 733 ، 24 نوومبر
14 - اسوشیتت پرس : حضور جنگ سالاران در گسترش فساد درافغانستان نقش دارد . این شبکه از دو معاون کرزی فهیم و خلیلی یاد کرد که جنگ سالاران اند و از دوستم یاد کرد که وی دو هزار تن را در کانتینر ها به قتل رسانده است . افزوده است : اینها که پول های زیادی از طریق چپاول دارایی های مردم بدست آورده اند . ناتو چگونه می تواند بر حکومتی اعتماد کند که در راس آن چنین آدم هایی باشد که نظام آن به ضرب المثل فساد تبدیل شده است . رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 13 نوومبر
14 - کای آیده : حکومتی را نمی تواند بپذیرد که دلالان و جنگ سالاران آنرا هدایت نماید . و صلح تا زمانی دراین کشور تامین نخواهد شد که جنگ سالاران و ناقضین حقوق بشر در آن مجازات نشوند . رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 13 نوومبر
15 - رادیو آزادی ، اخبار شام ، 15 نوومبر
16 - همایون حمید زاده پرون وویل چې ولسمشرکرزی له کارپوهانواو مشرانو سره د نوې کابینې د غړیو په باب خبرې کوي .
راپورونه وايی چې ښاغلي کرزي له ګڼو کارپوهانو اوصاحب نظرانو څخه د کابینې د غړیو په باب د هغوی نظرونه او لیستونه غوښتي دي .
په همدې منځ کې د جمهوري ریاست ماڼۍ ته یوې نژدې سرچینې تاند ته وویل چې څو ورځې مخکې ښاغلي فهیم هم د کابینې خپل لیست کرزي ته وړاندې کړ خو ولسمشرکرزي مارشال فهیم ته وویل : ((زه تا نه شم ساتلی اوته غواړې چې وزیران هم ستا په خوښه وټاکل شي.))
نړیوال وايي چې د کرزي له لوري نوې کابینه به له فساد سره د مبارزې په برخه کې دکرزي لومړنۍ ازموینه وي .
ساید انترنیتی تاند ، 25نوومبر
17 - برای معلومات بیشتر رجوع شود به مقالۀ " افتضاح شیرپور" در ساید های انترنیتی آریایی و خاوران و غبره
18 - آرنولد فیلدس مفتش امریکا در افغانستان در امور بازسازی : هدف ما از این بررسی حساب گیری از 40 ملیارد دالری است که برای افغانستان مالیه دهنده گان امریکایی مالیه داده اند و نباید این پول ها حیف ومیل شوند . ما برای حساب دهی و بررسی فساد کار مشترک می کنیم . امنیت ، حکومت خوب و ... جامعۀ جهانی باید برای محو فساد کار نمایند : صد تن لیستی از مامورین فاسد ترتیب شده است. رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 14 نوومبر
19 - در امواج آزادی ، رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 14 نوومبر
20 - در امواج آزادی ، رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 13 نوومبر
21 - در امواج آزادی ، رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 13 نوومبر
22 - رادیو آزادی ، اخبارصبح ، 17 نوومبر
23 - ملت ، شمارۀ 223 ، 17 نوومبر
24 - اسحاق الکو : حتی آدم از دیدن رقم این پول های کلان شوک می بیند . پیشنهادی به مقام ریاست جمهوری داده ام که در تشکیل استره محکمه ، محکمۀ خاصی تشکیل شود . دوسیه های ما از دو سال و سه سال پیشتر است . رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 14 نوومبر
25 - واشنگتن پست : از عدم شفافیت در عقد قرار داد مس عینک با یک کمپنی چینایی سخن گفت که در روند آن ابراهیم عادل وزیر معادن و صنایع 30 ملیون دالر رشوه گرفته است . اما عادل هرنوع اتهام را رد کرده و از شفافیت در این قرار داد سخن گفت . وی علاوه نمود که پروپوزل این قرار د اد از سوی بیست تن متخصص بررسی شده و در مر حلۀ بعدی 6 تن از کارشناسان معادن این وزارت بررسی شده و بعد تر بوسیلۀ 6 تن نماینده گان ولسی جرگه بررسی شده که بعد از آن از سوی کرزی به توشیح رسیده است .
ضعف و ناتوانی کرزی زمینۀ فساد را برای خارجی ها بیشتر گردانید. رادیوآزادی ، اخبار شام ، 19 نوومبر
26 - روزنامۀ گاردین : از دو برادر زادۀ کرزی درامریکا یاد آورشدکه در بوستون و کلفرنیا به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر و زندانی بودند که بعد از حبس رها و اکنون شرکای کلان کمپنی های خصوصی مانند "وطن گروپ" هستند . این روزنامه در ضمن در تبصرۀ خود از درآمد سالانۀ طالبان ازناحیۀ قاچاق مواد مخدر یاد کرده و افزود که هزینه های ترانسپورتی نیرو های خارجی معادل ده چند درآمد ناخالص ملی سالانۀ افغانستان است . طلوع ، اخبار صبح ، 18 نوومبر
27 - ویسا ، شمارۀ 1061 ، 16 نوومبر
28 - ویسا ، شمارۀ 1061 ، 16 نوومبر
وزیر دفاع آلمان تمدید نیرو های آلمان را مشروط به پیشرفت دولت افغانستان در برابر فساد اداری خواند . در امواج آزادی ، رادیو آزادی ، اخبار صبح ، 13 نوومبر
وزیر دفاع هالند : دولت هالند 30 ملیون کمک های خود را تا زمانی به افغانستان نخواهد فرستاد که در کار این دولت در مبارزه با فساد گام جدی برداشته نشود . در امواج آزادی ، رادیو آزادی ، اخبار صبح ،
روزنامۀ امریکایی : امریکا نباید از کرزی بحیث خریطۀ بکس استفاده نکند . هر زمانی که بخواهد ، بروی بکس بزند . اگر نمی خواهد او را در کنار داشته باشد ، پس مانع برقرار رابطۀ او با دیگران نیز نشود . 18 نوومبر ، را دیو آزادی
محمد اسحاق الکو لوی سارنوال ادعای گرفتاری دو وزیر را از سوی اداره اش رد کرد . الکو لوی سارنوال گفت که اکنون اداره اش روی دوسیۀ دو وزیر کار میکند که چکری شامل آنها نیست . شما راپور سندی تایمز را تایید میکنید ؟ تا حال چنین امری صادر نشده است .
از تمامی وزیران یا تنها از چکری را رد می کنید . متاسفانه که نام وزیر ها را نمی گیرم ؛ اما روی دوسیه های دو وزیر کار می کنیم و وظیفۀ ما حالا جمع آوری اسناد است . چرا نام وزیران را افشا نمی کنید ؟ بعد از اجرای حکم محکمه اسامی آنها را افشا خواهیم کرد و این کار را برویت احکام قانون اساسی انجام میدهیم . قانون اساسی میگوید : تا زمانیکه محکمه فیصله یی در مورد جرم شخصی صادر نکرده باشد ، نمی توان شخصی را متهم یا محکوم برشمرد . (فضل احمد فقیریار معاون لوی سارنوالی ) . رادیوآزادی ، اخبار صبح ، 23 نوومبر
روند سیاسی و نظامی در افغانستان به سوی دیگری میرود که ساخت و ساز های تازۀ سیاسی و نظامی را در پی دارد